از صفر تا صد
ساعت ۱٢:٥٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٤/۱۸  کلمات کلیدی: هیئت الرضا ، مجیدیه ، بچه های بهشت ، بدرقه فاطمه

سلام

نمی دونم تا حالا شده که از موبایل بدتون بیاد ولی جرات نداشته باشین که خاموشش کنید؟؟؟

دقیقا از ٢-٣ هفته مونده به تجمع بدرقه فاطمه(س) یه همچین حالتی واسمون پیش اومده بود. یعنی هم احساس تنفر و خستگی از موبایل و زنگ خوردنش بوجود اومده بود و هم اینکه هر لحظه منتظر یه خبر اکشن بودیم!!!! این واسه منی که تو ٢۴ ساعت فقط ٧-٨ ساعت گوشیم سایلنت نبود ,‌ یعنی افتادن تو قفس یعنی زندونی شدن تو حصارهای امواج مزاحم!!!

غرض از نوشتن این مطلب غر زدن نیست!! بلکه خندیدن به خاطره هاست!! حتی نمی خوام بگم مشکلات چی بوده (حالا شایدم چیزی بگم ولی چون به قولی بعدنی هم هست و تجمع قراره سالهای دیگه هم برگزار بشه یه کم مراعات می کنم!!) بلکه می خوام از اون کسایی که بی چشمداشت کمک کردن ,‌ یه تشکر خشک و خالی کرده باشیم.

عملیات اجرائی تجمع رو حدود اوایل اردیبهشت شروع کردیم.از کجا؟؟ استانداری تهران. درخواست صدور پروانه برگزاری تجمع.

تجمع های زیادی اون روز تو تهران برگزار می شه ,‌ ولی به خاطر بعضی حساسیت های امنیتی و ترافیکی و ....  که به محل برگزاری تجمع ربط پیدا می کنه ,‌ فقط ٢-٣ تا از اون ها درخواست مجوز می کنن که البته معمولا موافقت می شه . حالا دیر و زود داره ولی سوخت و سوز نداره!!! ولی اون شبی که تو میدون امام حسین(ع) مستقر شدیم تا جایگاه و میدون رو آماده کنیم واسم غیر قابل باور بود!!! هر چند ما تقریبا کارهامون رو کرده بودبم و فقط بحث هماهنگی های امنیتی ,‌ ترافیکی و انتظامیش مونده بود. حتی تیزر هم تو کنداکتور پخش شبکه ٣ بود (جاتون خالی اون شبی که با آقای سلطانی تو استودیو مشغول ضبط نریشن تیزر بودیم ,‌ چقدر خندیدیم. آقا کامی و گربه ملوسش کولاک کردن) ولی باز باور کردنش واسه من سخت بود.

بنر اطلاع‌رسانی مراسم بدرقه فاطمه

اون چیزی که تو این دو ساله ما رو تو برگزاری تجمع اذیت کرد ,‌ تامین منابع مالی بود. از خیلی ها کمک خواستیم,‌ خیلی ها قول دادن و پیگیر عمل به قولشون هستن و خیلی ها هم دیگه تلفنشون رو جواب نمی دن!! و ما موندیم با سند هایی که دست مردم دادیم. خیلی ها یه گوشه ای از کار رو گرفتن ,‌ مثلا یه مقدار از بنر ها رو چاپ کردن یا چوب پلاکارد فرستادن. یکی شربت فاسد!! فرستاد (البته فاسد بودنش رو بعدا فهمیدیم) ,‌ یکی هم تو هامش نامه ما که از شانس بدمون چند روز بعد از تجمع دستش رسید نوشته بود : "" به علت اینکه مراسم به پایان رسیده است بایگانی شود "" ,‌ حالا این بنده خدا چه تصوری از تامین مالی مراسم داشته نمی دونم.

به علت بار ترافیکی که این میدون داره با بدقلقی پلیس راهور مواجه شدیم و مجبور شدیم کار رو تا ١٢ شب قبل از مراسم عقب بندازیم. حالا این ما بودیم و میدون امام حسین (ع) و  ١٨ ساعت وقت.

بدو بدو واسه رسیدن بنر ها و نصبشون و سیم کشی صوت و تصویر ,‌ برق کشی سن و ترئین میدون و بر پا کردن ایستگاه صلواتی و سازماندهی و توجیه انتظامات و ......... بعضی ها هم که فقط بلد بودن استرس بدن ,‌ بعضی ها هم که دست و  پاشون به هم گره می خورد فقط با تلفن مزاحم کار می شدن. بعضی ها هم فقط اجتهاد می کردن (بابا جون اگه اومدی کمک ,‌ اینجا زمان و مکان اجتهاد نیست ,‌ کار رو انجام بده ,‌ روی این کار ها ٢-٣ هفته فکر شده برادر من) ولی دم بعضیای دیگه گرم. می ترسم اگه اسم بیارم کسی رو از قلم بندازم. ولی همینو بگم که یه عده ساعت ٨ صبح روز ۴ شنبه ۶خرداد اومدن پای کار و ساعت ١٢ شب پنجشنبه ٧ خرداد به صورت افقی رفتن خونه ,‌ بدون اینکه یک لحظه پلک رو هم بزارن یا حتی فکر خواب رو بکنن. یکی به خیر بابای خدا بیامرزش واسه حضرت زهرا (س) کار می کرد و یکی واسه شادی روح مادرش. یکی ١۴-١۵ ساعت با وانت رانندگی کرد و وسائل رو جابجا کرد یکی هم از داربست پایین نمی یومد .

خلاصه بگم که نمی تونم وصف اون شبو بکنم. یه چیز واضح و غیر قابل انکار تو اون شب ,‌ عشق و علاقه بچه های هیئت الرضا (ع) به پرچمشون بود که به عشق حضرت زهرا(س) و بچه هاش از جون مایه گذاشتن ,‌ وقتی دسته عزاداری حرکت کرد بعضی هاشون سجده شکر کردن وسط خیابون ,‌ تو سیستم ارتباطیمون هم تنها چیزی که واضح بود بغض بود بغض.

می دونم خیلی از شما ها هم به پرچم هیئت الرضا (ع) عشق می ورزید. اینجا جا واسه همه هست. مدال نوکری امام رضا (ع) به همه می رسه.

اگه حالی دست داد ,‌ مدیونید اگه دعا نکنید.

بازتابها :

گزارش تصویری تجمع عزاداری بدرقه فاطمه(س) - پنجشنبه 7 خرداد 88 - میدان امام حسین(ع)

فاطمه(س) فردا بدرقه می شود

عزاداری حضرت زهرا(س) در میدان امام حسین (ع)