ســـــــه |گزارش تصویری شب سوم محرم 1437
ساعت ۳:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٧/٢٦  کلمات کلیدی: هیئت الرضا ، بچه های بهشت ، عبدالرضا هلالی ، سایت بهشت

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

سه مثل امام حسن

سه مثل رقیه خاتون

کاملا بی ربط ، سلام بر امام حسن بر سلام بر جناب رقیه خاتون ...

حاشیه نگاری شب سوم زبان بند است و جانکاه...


جمعیت فراوانی که پشت در مانند و از دور روانه ی خرابه شام شدند ، 


یکی از کارگردان ها، امروز تعریف میکرد جوانی داشت از دکه خانه کشتی سیگار نخی میگرفت ، گفتم سیگار نکش ! گفت برو بابا ! جمعیت قلقله ، اعصاب خورد ، مثل اینکه از راه دوری اومده بود ... گفتم ببین ! اگر سیگار نکشی می برمت تو ! باورش نمیشد ، سیگار رو پس داد ، خیلی شیک و مجلسی از ورودی VIP به صدر مجلس تشریف فرما شد ! باورش نمیشد ! تو راه با خودش قرقر میکرد یا امام حسین من غلط کنم سیگار بکشم ! یا امام حسین من غلط کردم !!! آقا میگم، این شاید برای شما هم اتفاق بیوفتد نیستا !!! فردا نرید سیگار بگیرید حالا!

بهشتیان امشب

بازمانده فاجعه منا! ، آ سد علی آقا ضیا


علی مرادی مجری جوان سیما ( بچه مجیدیه ! )


آقا فتح الله زاده خودمون ... ( این پنج تا انگشت آقا رضا تو عکس هست ، حالا پنج تا و شیش تاش زیاد توفیقی نمیکنه ! )


و هنرمند ارزشی کشورمون استاد جهانگیر الماسی

دکوری که کامل شد ، البته تقریبا ! سیم کشی و برق ش مونده برا شب چهارم ولی بازم تشکر میکنیم از سرعت عمل ، از کمرهایی که درد گرفت تا علامت رسید اون بالا تا فضولهایی که برق گرفت ... !


مفصل در مورد صوت حرف میزنیم ، ولی جالبه تا خرابه ، همه آآآآآآی فلان و بهمان ! الان که عالی ه ... تشکر میکنم از دلیرمردان خطه صوت !


خدا ان شا الله به حق سه ساله ی کربلا ، تمام مریضان از محبین مرتضی علی رو شفا عنایت که ...

و حوادث عجیب امروز ، روز سوم محرم ، شب چهارم میشه دیگه ...



ساعت 5/30 صبح یه کامیون حمل زباله از این گنده ها که راننده ش یک عدد خلبان عزیز بود که سلامتی ساقی ش صلوات ! طاق نصرت سر فیاض بخش رو هیکلی میبنده و قوت زانوش میره زیر کار !

یاعلی مدد تا بقل دادگستری میکشه ! به حسینیه میرسه میخواسته سلام بده میفهمه طاق نصرت رو کولشه ! هیچی دیگه تا از فاز خارج شد و فرود اومد با مامورین عزیز آتشنشانی هماهنگ شد و آمدند و عملیات رها سازی رو انجام دادن جز ماشین خلق الله و داربست آسیب دیگه ای نداشت خداروشکر.

صدقه رو انداختیم و خداحافظ ، خداحافظ با خدا روشکر به کسی آسیب نرسید و این حرفای کلیشه ای !

هیچی ! ساعت 7.20 تلفن زنگ خورد آقا خودتونو برسونید شهرداری کل سازه های خیابون کشاورزی رو داره جمع میکنه !


هیچی دیگه با قیافه هچلفت بدو بدو سمت خانه کشتی دیدیم دوتا از بچه ها یکی با شلوار ورزشی خط دار ! کفش کالج ! پیرهن لی ! چشا خون افتاده پر خواب با یکی دیگه زیرپوش زده بیرون شیکم آفساید ، حس قداره کشای لوتی مسلک دروازه دولاب بهشون دست داده بود و داشتن یکی از معاونای شهرداری تهران رو تهدید میکردن که آره داداش دست به سازه ها بزنی زنگ میزنم بچه ها بریزن ! هیچی یه سوت زد بالای سی نفر ریختن سر سازه های ما و در عرض ده دقیقه کل کار دوروز مارو جمع کردن !

حالا داستان چی بود ؟! خیابون خیام جرثقیل از این خفنا سقوط کرده بود خیابون رو مسدود کردن و مسیر رو انداختن تو خیابون کشاورزی اونم که ما نصفش رو گرفته بودیم ...


صحبت کردیم به توافق رسیدیم ، خداروشکر برد برد بود ، فقط فعلا قرار شد تا مشخص شدن تکلیف جرثقیل ما سازه نداشته باشیم . ولی انصافا یک قدم از اهداف مون کوتاه نیومدیم و حق داشتن سازه رو هنوز داریم !

امشب شب سوم بود و کاش همه چی آروم بود ...


گزارش تصویری شَب سوّم مُحَّرمُ الحَرامِ 1437 | دریافت 

نماهنگ سالار زینب سلام الله علیها| دریافت

نوای حسین شب سوم محرم ، مناسب انتشار در گروه ها و شبکه های اجتماعی | دریافت

بهشتی باشید.