حاشیه های این چند وقت + عکس !
ساعت ۱٢:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٦/٢٤  کلمات کلیدی:

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام و عرض ادب خدمت بهشتیان عزیز

اگر چه بازم مدرسه م دیر شد ! ولی در عوض دست پر اومدم

روز جمعه ی قبل میلاد امام رضا ! با دوستان راهی نمایشگاه شدیم و مشغول کار که یهو ساعت 11 شب خیلی شیک درخواست شد با یه خدافظی سالن رو خوشحال کنیم !


داشتیم می اومدیم داخل ، پارکینگ نمایشگاه پر ماشین بود ! بچه ها می گفتن اینجا مسکونی نیست ! چه خبره ! هیچی دیگه ! برگشتیم فهمیدیم کنسرت ه ! نکته ی جالب ! طرف با محاسن بلند از این ماسماسک ها دستش گرفته بود که روش نوشته دوستت دارم ! ( کم نبودنااا ! )


قرار بود تو نمایشگاه هر روز ب روز باشیم ! ولی خوب بهشت مگه میزاشت ! آقا رو لپ تاب خیمه زده بودن ! نمیزاشتن یه ایمیل چک کنیم ! گزارش ساعت به ساعت از نمایشگاه میدادن ! اینم عکس اش


آقا مجیدیه غرفه می زد خودمونم نمی رفتیم بازدید ! نمی دونم چه سری ه ! طرف هندی بود ! دین ش رو گفت حتی اسم دین ش رو نفهمیدم ! ولی گفت رفیق مسلمون تو هند زیاد داره ، ازمون سی دی خواست ببره بهشون نشون بده.

بچه های هیئت هم تشریف آوردن و قدمشون رو چشم ما بود.

روز اول از بچه های هیئت امام علی ( علیه السلام ) فرانکفورت میهمان غرفه بودن


کلی با هم گپ زدیم ، دنبال اجازه ی دسته بودن ، از هزینه های بالای هیئت داری تو آلمان می گفت ، از بنر پشت مداحی که 5 میلیون تومن آب خورد ! از نفوذ جریان شیعه تکفیری و داعش در آلمان و ...

استودیو هیئت الرضا تو غرفه برپا بود


این ناهار کلی به یاد ماندنی شد ! چرا ؟!


طرف اومد گفت ناهار مجانی ه ! گزینه های روی میز رو دیدیم ! جاتون خالی ، سلطانی و قفقازی و تو خود حدیث مفصل بخوان !!! بعد فرداش فهمیدیم درصورتی که 4 روز رو ازشون غذا بگیریم روز اول مجانی ه ! بعله ! اینطور بود در جبهه جهاد حق علیه باطل اولین پاتک رو خوردیم‌! خلاصه هیچی دیگه ! مثل مرد میخوایم بریم وام بگیریم !

روز میلاد امام رضا بچه های بهشت تو نمایشگاه شیرینی توزیع می کردن ، خیلی باحال بود ! بچه ها میگفتن عیدتون مبارک ! اکثر غرفه دارا یاد ولن تاین و کریسمس و عید باستانی نوروز می افتادن ! و چه استقبالی شد از شیرینی میلاد ... جالب بود خیلی ها دلشون هوایی می شد و اعتراف میکردن چند ساله نرفتن ! و غصه می خوردن !


اما ! متوجه شدیم در یک اتفاق شکم دوستانه ! شیرینی گل محمدی در نمایشگاه توزیع شد و شیرینی خامه ای در بین بچه های بهشت ! البته نمونه ی این موضوع بارها در آبدارخانه دیده شده ! ( البته نه تا این حد ) امیدوارم مسولین پیگیری کنن ! این بود آرمان های ما ؟!

یه بنده خدایی هم هی کارت ها رو بُر میزد ! یکی دیگه می اومد بهم میزد ! آخر نتیجه سه هیچ به نفع دوستی که بهم میزد تموم شد !

 

روز دوم نمایشگاه یه بنده خدایی قول داد بیاد ، نیومد ! البته کاش لا اقل تیلیفونش رو جو واب میداد !


روز سوم نمایشگاه یه بنده خدای دیگه قول داد بیاد ، اومد ! چیه خوب ؟! بگم نیومد ؟!!! اومدن دیگه ، سر وقت


اسپیکرهای سالن، مقدمِ حاج روح الله بهمنی رو گرامی می داشت ، دیدن چهره ی عزیزان کراواتی و پاپیونی جالب بود ! مداح ! اینجا ! خیلی ها جمع بچه حزب اللهی ها رو دیدن روسری هاشون جلوتر اومد ! یه بنده خدا چینی یا کره ای از در غرفه رد می شد ببین داستان چیه ؟!

هر چقد آقا روح الله خوش خط دفتر یابود نمایشگاه رو امضا کرد ! آقای یکی اومد زیر خط ایشون یه متنی نوشت ! نمی دونم چرا به یاد هخامنشیان می افتادم و به ایرانی بودنم افتخار میکردم ! ( وطنم پاره ی طنم !!!! )

حضور آقا رضا هم که طبق سنوات غرفه رو با زلزله مواجه کرد ! حاشیه هم داشتیم فرمودن نزاریم !


این بنده خدا سمت راستی ، مهندس طلایی ه ، رییس نمایشگاه  ، حرف های جالبی میزد ، خودش مذهبی بود و میگفت کاش بچه حزب الهی ها بودن ... کاش...


خبرگزاری ها هم حضور بهشت رو به عنوان تنها غرفه ی مذهبی مردم نهاد بی نظیر می دونستن ...


ینی کشته مرده ی خلاقیت های عکاسی دوستانم !


مسیر نمایشگاه به فرحزاد میخورد ! یه بار رفتیم از این ترشی جات خوردیم ! گفتم دهنتون آب بیوفته ! خخخخخ (( تاکید میکنم ! فقط ترشی جات خوردیم ! ))


میلاد امام رضا این آقای عزیز با لباس کردی خیلی برامون جالب بود ! یواشکی عکس انداختیم ! یکی اونور تکیه زده بود شروع کرد داد و بیداد ! عکس ننداز آقااااااا ! هیچی دیگه ! آب شدیم دیگه ! الانم رو فرش م منتظرم دسمال بیارن خشکم کنن !


اینم برگ خروج از نمایشگاه ! ( هویجوری ! )


پیگری لحظه ب لحظه عمل آقا با اینترنت نمایشگاه عذاب آور بود آقا ...

جالب بود ! ساعات اول بعد از عمل سایت آقا با این عظمت دان شد !( عکس گرفتم ، ولی پیداش نکردم ) مراجعه ش بیشتر از گوگل شده بود انصافا ! بچه ها مچکریم

فدات بشیم ! ( همین )

 

تو این درگیری های نمایشگاه و ... یه پیامک خیلی خوشحالمون کرد .

 این عکس روز حادثه ست ، تاحالا منتشر نشده بود


 

الان که حضور گرمش دوباره حس میشه ، میشه دل رو راضی کرد و منتشر ش کرد ... آقا سعید ، ایشالا همیشه به زیارت ...

 

بهشتی باشید