دوری از حرم جگرم را مریض کرد . . .
ساعت ۱٠:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/۸  کلمات کلیدی:

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

زنگ زد گفت مجیدیه خبری نیست ! آپ نمیکنی ! تحویل نمیگری !

گفتم حرفی برای گفتن ندارم !

گفت خیلی صادقانه بگو نبودی و ناراحتی از نبودنت ، گفتم نمی خوام موضوع رو شخصی کنم !

ولی واقعا موضوع مهم و ناراحت کننده ای ه ، و جا داره مفصل براش بنویسم

متهم به ناسیونالیستی م نکنید ! اما از من قبول نمی کنید از هر کی میخواید بپرسید ! هرکی چند وقت هیئت الرضا رو درک کرده ، عجیب نمک گیر شده . و دعا کنیم برای دوستانی که نمک گیر شدند و فاصله دارند.

مجیدیه بودیم ، هیئت اگر اشتباه نکنم خونه ی شهید ابراهیمی برگزار میشد که باهاش آشنا شدم، خلاصه به اقتضای سن ! بازی گوشی میکردیم ! معمولا نمیزاشت قرائت قرآن رو گوش کنم و مارو به صرف نوشمک ! میهمان میکرد ، خوش اشک بود و امام رضایی،  تقریبا پیگر جلسات بود تا سال 1388 ! بعد قضایای فتنه به خاطر محبت داداش ش رفتن یکی از کشورهای دوست و همسایه ! هر وقت تو فضای مجازی ملاقات میکنیم میگه تنها دلبستگی و گمشده م تو ایران هیئت الرضا ست.

رفقایی که از شهرستان میان و نمک گیر میشن و دلشون جا میمونه،  بچه هایی که متاهل شدن و متحول ! و الان حسرت بزرگشون جمعه شب هاست

یا اونایی که یواشکی بهشت سر میکشن و افسوس می خورن

بشکند دستی که دورت کرد ز من ...

دعا کنید برای جاماندگان قافله . . .

دعا کنیم برا اون ور آبی ها ، این ور آبی ها ، دعا کنیم برای هیئت الرضایی های جهان

بهشتی باشید