شب دهم ، فردا عاشورا ، ماجرا به سـ . . . ـر میرسد
ساعت ۱:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۸/٢۳  کلمات کلیدی:

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

امشب خیلی ها عصر تاسوعا شون با شب عاشورا شون گره خورد

جمعیت کنترل شده بود و به موقع درب ها بسته شد

امشب خادما خوب مجلس داری کردن

بیشترشون از روضه داشتن استفاده میکردن

یه بیت از شعری رو حاج حمید آقای علیمی تو مصاحبه ش گفت خیلی دوست دارم

این بود:

روزی گریه ما دست رباب افتاده

روضه خوان در دل صحرا ست ابا عبد الله

بعد مصاحبه به ایشون گفتم حضرت زینبی نگفتی هاااا

این بیت شاهکارو رو کرد ....

ما که باشیم که سنگ تو به سینه بزنیم؟!

سینه زن زینب کبری ست ، اباعبدالله

خلاصه تا سینه زنی مثل خانم داری ما کی باشیم آقا جان ...

میگفتن چهار هزار لیوان شیرکاکائو توزیع کردن ...

این سینی آخر بود که قسمتم شد ....

500 لیتر شیرکاکائو !!!

مدیریت غرفه قشنگ تر میتونست عمل کنه ...

بسته بندی سی دی جلو مشتری بی کلاسی ه !!!

این شبا مشتری پرو پا قرص اورژانس یم !

اشتراک داریم ! زنگ میزنیم میگیم همون همیشگی !!!

رفتم لای جمعیت ! به زور ! دکتر هیئت رو پیدا کردم میگم آقای فلانی حالش بده ، میگه باشه ، میام حالا  !!!!

یعنی عشق و محبته که تو هیئت می باره !!!

منتظر شدن تا روضه تموم بشه و مهمونا فیض بدن بعد رفتن جلو منبر ...

ایشون خودشون یه پا صاب مجلسن و مهمون داشتیم ( حاج مهدی مختاری )

البته بماند که ایشون زرنگ تشریف دارند! و روضه مکشوف شب عاشورا نخوندند ...

روضه هنرمندانه را عشق است ...

عکس بهتر نداشتم ....

این روزا آقا رضا یه کاری کرده دیگه کسی گیر نمیده چرا کم میخونه ...

بعضی چیزا و افراد همیشه پاشون رو سیمه !

الان مثلا بعضی چیزا تو تصویر نبود چقد قشنگ میشد

مثلا باند ، مثلا اون شکاف پرده پشت مجلس مثلا ... بگذریم !

ایشون جگرکی بالای ورودی خواهران هستند .

دقت کنید چقدر عکس طبیعی ه و شب عاشورا دعای معراج می خوانند !!!

مخلص سردار ...

هیچ دقت کردید نور زمینه دکور قرمز شده بود ؟!

عمرا ...

خوب ، شب عاشورا شب وحشتناکی ه ...

استرس عجیبی داریم ...

عزیزان تو ده شب روضه ها رو ریز کردن ، آروم آروم به ما گفتن ، یه خورده مکشوف میخوندن کلی اخم میکردیم و تشر میزدیم ، تیکه مینداختیم ، خلاصه روضه باز نخونید ، آی فلان و بهمان فقط یه جمله و نشستم !

فردا ده شب روضه مجسم بر عمه جان ما نازل میشه ....

آه ....

اعوذ بالله من الکرب و بلا ...

سلام علی قلب الزینب الصبور ...

عمه جان پست م رو گذاشتم ، میخوابم ، ولی بخدا شما بیداری ...

نگرانی ...

نگران ....

رفقا قدیمی ها شب عاشورا و ظهر عاشورا برا سلامتی امام زمان صدقه کنار میزاشتن

چرا انقدر قلمم مضطرب شده ...

آها !

فردا روز آخر دهه اول محرم و ماجرا به سر میرسد ...

بهشتی باشید