گزارش ویژه تصویری :هیئت الرضا در مشهد الرضا
ساعت ۸:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٠/٢٩  کلمات کلیدی: هیئت الرضا ، بچه های بهشت ، عبدالرضا هلالی ، محفل بسیجیان و رهروان شهدا

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

بدون مقدمه ، گزارش تصویری رو شروع می کنیم !

ماجرایی شده سفر کربلای ( مشهد ! ) ما

حرکت ساعت 6 و 40 دقیقه صبح روز جمعه 22 دیماه با قطار سریع السیر پردیس

همسفرای کاروان از حدود 6 تو ایستگاه بودن ، بعضی هام 6 و 39 دقیقه و 59 ثانیه اومدن !

 حضور و غیاب نهایی برای سوار شدن به قطار ، ولی من که خودم نفهمیدم کی واقعا تو این عکس داره حضور غیاب میکنه !

 استقرار در قطار

 بعضی گل میگفتن و گل میشنفتن

 بعضی ها با اخراج بقلی شون یه چرت مشتی زدن !

 بعضی ها با اجراج جلویی شون !!!

بعضی هام مدل خوابیدن تو هیئت خوابیدن !

 بعد گپ و خواب ، چیپس و ماست میچسبه ، نه ؟!

 تا رسیدیم نقاب سر اذون ظهر

 نقاب نماز خوندیم و ادامه مسیر

 ساعت 15 و 30 رسیدیم مشهد و با اتوبوس از راه آهن تا هتل

 هتل فرهاد - نبش امام رضا 29

 امسال هتل طوری انتخاب شده بود که کمترین مسافت رو تا محل برگزاری مراسم هیئت داشته باشه

 همسفر ها تو لابی هتل با چایی پذیرایی شدن تا کار پذیرش و تحویل اطاق هاشون انجام بشه

 رفقا به اطاق هاشون رفتن و استراحت و شب هم حرم

صبح ساعت 10 بچه های خادم رفتن حسینیه

تقریبا حدود نماز ظهر حسینیه پر جمعیت بود. نماز جماعت برگزار شد و ...

 بچه ها مشغول آماده سازی حسینیه شدن

آخه دیگه جا نبود ؟!

بهش نگید اااا عجب جایی دوربین کاشته

 تجهیزات رو به پا کردن

 هماهنگی های تلفنی آخر هم  انجام شد

 نواقص یکی یکی برطرف شد

پرچم به پا شد و جلسه مهیا 

 دیگه تو حسینیه جا نبود

 و در بسته شد

 جمعیت زیادی بیرون بودن

 و هجوم به دری که شکست

 قرار بود جلسه با زیارت مخصوص امام رضا شروع بشه ولی متاسفانه ترافیک و سیل جمعیت تو مشهد مانع رسیدن فرد عزیز دعا خون شد

و بچه ها خودشون دعا رو خوندن اونم با تاخیر

بعد حاج آقا هم با یه ربع تاخیر منبر رو شروع کردن

خیابان امام رضا(ع) -  مقابل ساختمان ابراهیمیان - همزمان با شروع سخنرانی

 این شلوغی و ... باعث شد حاج محمود و حاج رضا هم دیر برسن و یه مسافت طولانی رو پیاده و نفس زنان طی کنن برسن به جلسه

مطابق تدبیر حاج رضا و به احترام بزرگتری جلسه رو حاج محمود شروع کردن

 آقا سید مهدی میرداماد هم روضه خوندن

 آقا سید حال خوبی داشت ، حاج محمود که روضه قتلگاه خوند ، آقا سید حالش خراب شد و ...

 آقا رضا به آقا سید رسیدگی میکردن و از جلسه بیرون بردنش.

حاج محمود و حاج ابراهیم هم جلسه رو گردوندن

حال آقا سید مهدی خوب نبود ، آمبولانس خبر شد و حاج محمود با آمبولانس همراه آقا سید مهدی رفت ...

 جلسه به خیر و خوشی تمومم شد و بچه ها مشغول جمع کردن وسائل شدن ...

 ساعت 8 شب دوشنبه 25 دی هم برگشتیم تهران