بهشت ، قطعه ای از بقیع ما ، هیئت الرضا ست !
ساعت ٢:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱٠/۳  کلمات کلیدی: هیئت الرضا ، بچه های بهشت ، عبدالرضا هلالی ، بریم هیئت

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

چراغ ها کم بود ، به یاد بی شمع چراغی بقیع ، فدایش شوم ، در زندگی اش مظلوم ، نامش مظلوم ، تاریخ شهادتش مظلوم ، فرزندانش مظلوم ، و مزار شریفش ، نماد مظلومیت شیعه !

روضه ی خطرناک خواندند ، نشنوید بهتر است ، به سینه زنی اکتفا کنید ، از امام زمان شروع شد و در غربتش به کوچه ی بنی هاشم رسیدیم و کودکی خردسال که تنها همراه مادر بود ! و چه زود تنها شد.

بارها نوشتم و پاک کردم ! به قول شیخ پریشان احوال ( صابر خراسانی ) ، قلم بر صفحه سرگردان عشق است !

نمی دونم چی بنویسم ، به ادبیاتم گیر ندید ، دمتون گرم.

امشب حال و هوای عجیبی مجلس داشت ، یه نوجوان تو مسیر برگشت چیزی برام تعریف کرد ، که هنوزم هنگ م ، دلیل مستی مجلس رو فهمیدم !

درسته چشمامون ضعیفه ولی خدا روشکر که هنوز یه چیزایی حس می کنیم !

بعد حرفاش فقط یه چیز گفتم : زنده باشی بیرقم.

امشب خیلی ها دستشون رو شد ! یکی ش خود آقا روح الله ، ایشونم حسنی بودن و ما خبر نداشتیم !

سمت راست حسینیه یه اکیپ داشتن زنجیر می زدن ، یکی هم که اول مجلس غش کرد و تا سر حال اومد ، بازم آقا روح الله که شب عاشورا حرفاشو نزده بود به خدمتش رسید !

به پایان آمد این پست و غریبی همچنان باقی ست.

بهشتی و حسنی باشید .