بریم هیئت - پنجشنبه 25/8/91
ساعت ۱٢:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۸/٢٧  کلمات کلیدی: هیئت الرضا ، بچه های بهشت ، عبدالرضا هلالی ، بریم هیئت

بسم الله الرحمن الرحیم و بسم رب الحسین

سلام

دلمان به مانند بهشت سیاه پوش است ، هوای خنده به سر نیست ، چه خیال ؟!

پس از تلاش شبانه روزی اکیپ اجرایی ، خانه ی کشتی شهدای هفتم تیر ، حسینیه ای شد به وسعت قلب محزون من و شما

از نماز جماعت و مداحی پیش منبر که مرا یاد هیئت داری حاج اکبر ناظم و مرحوم نادعلی کربلایی می اندازد ( به فرموده بزرگان ) که بگذریم ، مثله پارسال صوت نامناسب روی سکوها و وسط حسینیه نام حاشیه به خود میگیرد ، صندلی های که روی سر وسط هیئت وارد صحن می شود قابل تآمل است ! از جوانی که تیپ آن چنانی داشت و دلش این چنانی بود ، پیرمردی که سنش آن چنانی و قلبش این چنانی ، کودکی که از جمعیت به وجد آمده بود ! نظم شایان ذکر با توجه به شب اول

و منی که اندر خم یک کوچه ام ! امشب از شما یاد می کنم ، شمایی که با تلاش بسیار صدایی به گوشتان می رسد ، شاید در سرما به جایگاهتان قبطه بخورند ! ولی تجربه سوختگی و بخار زدگی بد دردی ست ، شمایی که عطر سینه زنی تان در عطر چایی روضه تجلی پیدا کرده است ، حق دارید میان روضه گریبان چاک نکنید ، می دانم دستت گیر استکان است ، گرمای چایی ز حرارت وجودتان است ، عطرش ز زیارت کربلایتان است ، دیدم کودکی از شما چای نمی خواست ، طلب جرعه ای آب کرد ، همه سراسیمه شدید ، آب محیا گشت و کودک سیراب ، آفرین به شما که شب هفتم را فهمیده اید ، اشکم سرازیر است ، خادمان ورودی هیئت سلامم کردن ، احترام کردند ، کسی جلویم را نگرفت ، کسی راه بر من نبست و آه جناب عشق ، خلاصه سخنرانی را خواندم ، شیخ اعتمادیان فرمود ، ارباب شما را برادر خود خوانده است ، مورد اعتماد خود خوانده است ، غم مخور بعد سالیان سال می دانیم که شما آرزو داشتی بگویی ز نامردی کوفیان ، نه !  نه ! آمدیم بگوییم که ما کوفی نیستیم ، امام زمانمان را تنها نخواهیم گذاشت ، بالای دار آسوده باش.

بهشتی باشید