بوی محرم....
ساعت ۱٢:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٩/٤  کلمات کلیدی:

مثل هر سال....

ناخود آگاه توی دلمون شور بپا میشه....

و حسی غریب و صدای نفس نفس زدن و....هل من ناصر ینصرنی....

و گرمی چشم هایی که میل باریدن گرفته و باز صدایی غریب....من الغریب الی الحبیب....

و بغضی که می خواهد راه نفس گیرد و سینه ای مالامال از عشق و ناله ای حزین....حسین....

چه شیرین می گفتند قدیمی ها که اول محرم که میشه مادر پهلو شکسته یک یک بچه ها رو صدا می زنه و میگه پا شید محرم حسینم اومده........

مادر این روزها بچه هات تو همه هیئتا و حسینیه ها شور و شوق نوکری دارن و به اذن و مدد شما بچه های بهشت و نوکرای سلطان غریب حضرت علی بن موسی الرضا(علیه السلام) هم مهیای روایت محرم 90 می شوند..


و سال ها می گذرد و آنچه هست شور روز افزون....و در این روزها که بوی محرم مشام عاشقان شهر را مدهوش نموده به یاد همه پیرغلامان و نوکرانی که بار سفر بسته و به خیل سفره نشینان ارباب در سرای باقیند فاتحه ای می خوانیم و با تصویر به مرور سال های عاشقی می پردازیم:

مجیدیه...محرم دهه 70

از این خونه به اون خونه...فقط به عشق زهرا...

مسجد ابوذر و بعد محرم 83 حسینیه قهرودی ها

امیری حسین...

دیدی آخر صدای وا غربتا شنیدم..

و کاف و ها و یا و عین و صاد...

و حسینیه شهدا صباغچی

و محرم 1387...

محرم 88 و فرهنگسرای بهمن...شهید آوینی

محرم89...خانه کشتی شهدای هفتم تیر...

به امید دیدار در شب اول محرم 90.....خانه کشتی شهدای هفتم تیر.....ساعت 18...یا علی