بـهشـت|گزارش تصویری شب هشتم محرم 1437
ساعت ۱:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۸/۱  کلمات کلیدی: هیئت الرضا ، بچه های بهشت ، عبدالرضا هلالی ، دهه اول محرم

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

حماسه از چشم‏ های تو آغاز می‏شود در روزی داغ و خون‏ آلود.


رشادت یعنی «تو»؛ وقتی که در رکاب پدر، تار و پود حادثه را شمشیر زدی.

صفحات آن ظهر سرخ را که ورق می‏زنم، ردّ نگاه‏های پر هیبت توست که بر جا میخکوبم می‏کند.

تو اردی بهشت فصل‏های جهانی.

خاکستری‏ ترین روزها را خورشید کلامت به تپش وا می‏دارد.

لب‏های ترک خورده ‏ات، سال‏هاست فرات را سر در گریبان نگه داشته است.

تو علی اکبری؛ علوی سیرت و محمّدی صورت...


امشب جوان ها پای کار بودند ، روز جوان میلادت و شب جوان هشتم محرم ، شب روز به فدای روزگار بودنت...

به رسم شب هشت هر سال حاج حسین هدایتی و همچنین حاج حبیب کاشانی میهمان بهشت شدند ...


پارسال از از آقای هدایتی سوال کردیم ، حاج آقا چرا شب هشتم ها تشریف میاورید ؟!  فرمودند خودم جوان دارم و شما همه جوان ید روضه جوان را از جوان شنیدن جوانی است ...


بساطی که امشب جالب بود ، چند سالی است آقا رضا میگن کاش میشد یه غرفه میزدیم کفش بچه هارو واکس میزدیم ...

آراسته در محضر یار رفتنم آرزوست ...

البته اگر اول مجلس اومدید واکس بزنید! خدا نکنه تو لابی کسی گیر کنه ! آقا نمیگیم له نکن ! آروم له کن صافکاری نیومدی که!

آقا یکی از مشکلات کشور ما اینه که جوان گرایی نداریم ، اکثر مسئولین ما متاسفانه فقط دلشون جوونه ! و جوان ها باید منتظر بشن تا پیر بشن که بهشون اعتماد بشه ...

خوب الحمدلله تمامی خدام هیئت الرضا جوان هستند و البته که اتاق فکر از مشورت مو سپیدها بی بهره نیست

اما حرف این نیست ! ما از جوان گرایی استقبال میکنیم ! اما نونهال گرایی که نه!

دیشب با یه صحنه ای مواجه شدیم ! تصویر بردارهای قبل از شروع مداحی عزیزانی بودن که بار اول بود زیارتشون میکردیم و اگه خوب رشد کنن ان شا الله تا سال بعد میشه برای شب حضرت علی اصغر روشون حساب کرد !

خداروشکر تیم تصویر بی شک از بی نقص ترین واحد های هیئت ه ، نه فقط هیئت الرضا، اگر خودستایی به حساب نیارید تمام هیئت ها و خداروشکر همیشه جذب های خوبی داشتن و روز به روز در حال رشد هستن و بازهم خواهشمندیم جوان گرایی کنند !

البته یه توضیح کوچولو بدیم ، این دوستانی که سن پایین تری دارن دستیار تصویر هستن و چون تصویر قبل از شروع مداحی رو منتشر نمیکنیم خیلی راحت تر میتونن آزمون و خطا کنن...


آها ! یه نکته دیگه ، ببینید ، بارها به صورت شفاهی ، کتبی ، عکسی ، فیلمی و به زبان های مختلف زنده دنیا آقا رضا تصریح کردن که هیچ پیجی تو شبکه های اجتماعی ندارن ؟ چرا ؟ به ما چه فضول که نیستیم!والا

ولی همیشه کم بیش شاهد پیج های فیک هستیم ، اما خود پیج های فیک هم به دو دسته تقسیم میشن :

1)یه دسته خیلی شیک و مجلسی ، بیو مینویسن هلو مای فرندز ! من عبدالرضا هلالی ام !!! تنها پبج من اینجاست بقیه همه فیکه !

خوب ! تکلیف اینا مشخصه ! ملت همیشه در صحنه یا ریپورت میکنن یا روشنگری میکنن یا تحصن میکنن یا با کاری دیگه ایکه بلدن  طرف روقشنگ متوجه اشتباه ش میکنن‌!

2) اما دسته دوم ! اینا بلد کارن ! و حرکت خزنده دارن !چطو؟ نه تایید میکنه پیخ شخصی ه ، نه تکذیب میکنه ! تو کامنت ها هم سیاست سکوت رو پیش میگیره ، بعضی رفقای تازه وارد هم زیر پستا از قربون صدقه آقا رضا رفتن میگن تا شماره گذاشتن و همون داستانایی همیشگی ... به طبع اون سایر عزیزان باهوش نیز فالو میکنن و ...

مومن هیچ وقت خودش رو موضع تهمت قرار نمیده ، اما متاسفانه ...

بعد طرف میگه به من زنگ زده با صدای آقا رضا گفته جهیزیه جم میکنیم پول میخوایم ! شماره رو از کجا میاره از همین کامنت ها و ... و این رو بدونید یکی از فیلترینگ هایی که تو هییت هست همینه، کامنتی که حاوی شماره باشه تحت هیچ شرایط تایید نمیشه .

امشب آقا پویانفر تشریف آوردن ، نوکری قبول ...


اونشب گفتیم درست جا بگیرید ! اینجوری که داداشمون دارن جا میگیرن فک کنم دمه در اتوبوس داره جلوعقب میکنه بیاد تو!

حاج آقای پاک ن‍ژاد ! به دوستان لطف کنید بفرمایید خون نجس ه ، در مورد پاک بودن خون لطمه ! نظر ما به نظر شرع نزدیکتره ! تو شلوغی بعضا دوستان ناراحت میشن از دست همدیگه ، رعایت کنید ممنون میشیم ...

صفحه نخست روزنامه هشهری چاپ پنجشنبه 30 مهر 1394

گزارش تصویری شَب هفتم مُحَّرمُ الحَرامِ 1437|دریافت

دنیای من ، آقای من ( از نمایی متفاوت ) | دریافت

بهشتی باشید.


 
غـنـچــه|گزارش تصویری شب هفتم محرم 1437
ساعت ٢:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٧/۳٠  کلمات کلیدی: هیئت الرضا ، بچه های بهشت ، عبدالرضا هلالی ، محرم

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

آن روز که کمر زمین خم شد و شانه‏ هایش، زیر تاخت و تاز اسب‏ها شکست، این غروب نبود که قطره قطره، سر خویش را بر دامن خورشید، خون می‏چکید؛ آن روز، تیره ‏تر از آن بود که خورشید را به خاطر بیاوری. نگو که خورشید در آسمان می‏درخشید؛ لب‏های ترک خورده‏ی کویر را گواه نگیر، که آن روز، آسمان به زمین آمده بود.


زمین، آسمان و آسمان، زمین شده بود، ستاره، پشت ستاره می‏درخشید؛ اگر چه تاریکی بود و ابلیس، صدای روشن «هل من ناصر» را در خباثت چکاچک شمشیرها گم کرده بود؛ امّا انگار، هنوز ستاره ‏ی کوچکی در گهواره ‏ی هستی نفس می‏کشید.


ستاره‏ ی شش ماهه ‏ای که بامِ روشناییِ شب‏های تارِ مادر بود و با تمام معصومیتش، به جرم تشنگی، در دامن خورشید، جان سپرد؛

او، بیش از سهم کوچک خویش، لبیک گوی «هل من ناصر» پدر شد. غنچه ای که مقابل باغ بان پرپر شد ...

الحمدلله که فضای بهشت امشب شاهد حضور دو جریان فکری اصولگرا و اصلاح طلب بود توصیه میکنم حتما گزارش تصویری رو دانلود کنید و ببینید


برادر عزیزمون جناب آقای شریعتمداری معاون اجرایی ریاست محترم(خبری نیست انصافا!) جمهور.


جناب آقای حسینیان نماینده محترم مجلس شورای اسلامی اون دسته از عزیزانی که به کیسه سیمان ایشون گیر می دادند چرا به بتون اعلا یی که امروز وجود مبارک رهبری آوردن وسط اعتراض نمیکنن ؟!!! شایدم زورشون نمیرسه خوب !


آقا آجرلو قدم رو چشم ما گذاشتن ...

گل های بهشت امشب


درمورد صحبت هایی که آقا رضا فرمودن جدا ترجیح میدادیم سکوت کنیم ! ولی وقتی کامنتا رو میخونیم دوست داریم یه هفشت کیلو سبزی دنگی دونگی بگیریم بریم بشینیم ایون محترم خانم اینا پاک کنیم لا لوی غیبت و بحث در مورد سرویس جدید چینی زری خانم و جهاز چش کور کن پریوش دختر فاطی خانم یه اظهار نظرهایی ام در مورد خوندن آقا رضا داشته باشیم، آره خواهر !

اساساً انسان‏‌ها به دو دسته تقسیم می‏‌شن. یک درصد‏شون دارن کار می‏‌کن، نود و نه درصد بقیه دارن راجع ‏به کار اون یه درصد نظر می‌‏دن. اینه که به ازای هر یه هیئت نود و نه تا منتقد و معترض و صاحب‌‏نظر وجود داره که می‌آن یا نقد کنن یا تحلیل کنن یا نابود کنن. معمولاً همه نابود می‌‏کنن.

یکی از بزرگترین محافل نقد علمی، فرهنگی،ادبی، سیاسی و ورزشی کشور، صندلی عقب تاکسی‌‏هاست. تو ایام محرم باشه که هیچ! معمولاً این جلسات با ذکر «آقا چه ترافیکیه» از طرف مسافر جلو شروع می‌‏شه، یک ساعت و چهل دقیقه بعد به آسیب شناسی دسته های عزاداری و وضع بد خانم ها و ضریب جیبی دهک‏‌های اقتصادی و دایره واژگان شاملو، روی صندلی عقب به پایان می‌‏رسه. البته خودشون تمایلی به اتمام بحث ندارن، آقای راننده اونقدر وولوم مداحی آذری رو بالا برده که دیگه صدا به صدا نمی‌‏رسه.

در تعریف نقد اومده که نقد یعنی سره رو از ناسره جدا کردن. یعنی شناختن محاسن و معایب. یعنی کاری که باعث پیشرفت کار یا شخص شود. بعد اومده که نقد باید با رعایت اصول اخلاقی و با دیدی کارشناسانه انجام شود. حالا این لوس‏بازی‌‏ها تعریف جهانی نقده، ما خودمون واسه خودمون یه نقد ملی-میهنی تعریف کردیم داریم لذتش رو می‌‏بریم، یعنی تو این نقد ایرانی ما کلاً سره و محاسن و پیشرفت و اخلاق و کارشناسی رو بی‏خیال شدیم، همچنین با جفت پای نقد می‌‏ریم تو طحال سوژه که معایبش از گوشش می‏زنه بیرون. اینجور نقد کردن تأثیرش هم بیشتره، یعنی بلافاصله یا سوژه پند می‏‌گیره یا کلاً با خاک یکسان می‏‌شه. خیلی هم خوبه.

بعضی از خصلت‏‌ها اکتسابیه، بعضی‏ها هم غریزیه. انتقاد در وجود خیلی‏‌ها کلاً غریزیه. یعنی همینجوری بیخودی بلده همه‌چی‏‌رو بکوبه. طرف بزرگترین کار فرهنگی که کرده عضو علی البدل انجمن حمایت از کارای الکی بوده بعد دهه محرم میشه یه جوری انتقاد میکنه انگار تمامی هیئات کشور از ایشون خط میگیرن !

آقا، داداشم، شما خوب ! بیخیال میشی ؟! یه تیم تلاش میکنه برا محرم حاشیه های آقا رضا کم بشه بتونه تمرکزش فقط رو جلسه باشه، با کامنت و ... چرا کاری میکنید که ایشون مجبور به توضیح بشه ؟!! و بخواد از نقدهای صدمن یه غاز برخی صحبت کنه؟!!!

چرا تمرکز مجموعه رو بهم میریزید ؟ چرا حاشیه سازی میکنید ؟

بچه ها با شما نیستماااا ، میدونم انگشت شمارن ولی یه دونه شم زیاده ...


و اما رباب ! عروس فاطمه !هنوز کربلا به یاد دارد هروله‏ ی تو را که میان خیمه‏های عطش، مُلتمس جرعه‏ای آب برای لب‏های ترک خورده ‏ی گل شش ماهه‏ ات بودی!

چقدر پشت به خیمه‏ای که عمودش شکسته بود، می‏نشستی و چشم به راه علقمه می‏دوختی تا شاید عموی دلاور خیمه‏ ها، برای کودکت آبی بیاورد؛ اما جز سایه ‏ی خمیده ‏ی حسین علیه‏ السلام که کمر شکسته از کنار فرات باز می‏گشت چیزی ندیدی و آن گاه، دریافتی که دیگر بازگشتی برای دست‏های بریده‏ ی ساقی و مشک تیر خورده‏اش نیست. این قصه‏ ی تشنگی کودکت، پایانی نخواهد داشت.


چقدر با دستان خسته‏ ات، گهواره‏ ی گلت را تکان می‏دادی و برایش لالایی غربت را می‏خواندی، تا شاید لحظه‏ای، چشمانش را خواب بِرُباید و سوز عطش از یادش برود.


چقدر صورتش را به سمت فُرات می‏گرفتی تا شاید با خنکای نسیمی که از روی امواج فرات می‏وزد، سوز تب رخساره‏اش کم شود و شعله‏ی تشنگی که سینه‏اش را می‏سوزاند، خاموش گردد.
چقدر او را به سینه‏ات چسباندی و لب‏های خشکیده‏ات را بر لب‏های نیم سوخته‏ اش نهادی، تا شاید کمی آرام شود و صدای گریه‏اش، داغ دل اهل حرم را تازه ‏تر نکند.


همه‏ ی آنچه که در توانت بود، بکار بستی تا کار به آن جا نرسد که کودکت بربالای دستان حسین علیه ‏السلام ، با خون گلو سیراب شود!

اما ماجرای کربلا را طور دیگری رقم زده بودند و تو می‏دانستی که باید صبور باشی ... کودکت پیروز شد.

گزارش تصویری شَب هفتم مُحَّرمُ الحَرامِ 1437|دریافت

×قسمتی از متن از امیرمهدی ژوله.

بهشتی باشید.


 
گــــلـاب|گزارش تصویری شب ششم محرم 1437
ساعت ٢:٥٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٧/٢٩  کلمات کلیدی: هیئت الرضا ، بچه های بهشت ، مجیدیه ، عبدالرضا هلالی

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

اِنْ تَنْکرُوٌنی فَانَا اْبنُ الْحَسَنِ

ای کوفیان عهد شکن

اگر مرا نمی‌شناسید، امّا من شما را خوب می‌شناسم. شما هم سیرتان کسی  هستید که، در کوچه‌ی بنی‌هاشم، صورت مادرمان(سلام‌الله‌علیها) را به کبودی نشانید.

پدرم حسن بن علی(علیه‌السلام) از حادثه کوچه بنی هاشم بود که زود به پیری نشست و موهایش در جوانی سفید شد. آخر دستان او در دستان مادرمان فاطمه بود که نانجیب سیلی به صورتش زد. و اگر پدرم نبود سیّده‌ی زنان عالم راه به خانه گم کرده بود.

اینک این منم  قاسم بن الحسن(ع)، فرزند پیامبر برگزیده خدا که نفسش از برای رفتن و شهادت در را ه امام زمانش بی‌تابی می‌کند.

اما قاسم جان ! گلم بودی ، گلابت را گرفتند ...

امشب گل باران شدیم به عطر حسن ، و معطر شدیم با نفس آ سد رضاتحویلدار بچه محل حضرت معصومه سلام الله علیها و جناب آقای مرادی


پیگیر تاخیر شدیم ! گویا از شهرستان تشریف می آوردند و ترافیک معمول محرم ...

بدون اینکه حرفی بزنیم سوال کردند چقدر وقت دارم ؟؟؟

عرض شد 10 دقیقه !

خیلی به وقت و خلاصه و ممنون

اما حالا یه اتفاقی افتاده ! دوستان داغ تر از نمکدون ! دوباره در پیج شخصی افراد حماسه آفریدند !

و اما ... !

خیلی جالبه !نمیدونم چطور چرتکه انداخت که شد هفت سال ؟!!!

اگرحتی به قول ایشون حساب کنیم !

3000 نفر (فقط؟!) ضربدر 20 دقیقه = 60000 دقیقه تقسیم بر 60 = 1000 ساعت تقسیم بر 24 = حدود 42 روز

42 روز کجا 7 سال !!!!!

حالا جالبه ایشون از خانم های جلسه بودن !!!

انصافا ، خدایی همون ده دقیقه رو ...

بگذریم تا با دمپایی ابری مجیدیه رو بهم نزدن !

یاد یه کلیپ از دوران دکتر احمدی نژاد افتادم ! تو برنامه زنده در مورد یارانه یه چرتکه انداخت ! رقمش دقیق یادم نیست ولی حدودا یه بچه با جمع کردن یارانه ها براش وقت ازدواج 300 میلیون تومن داشت ! یادش بخیر کلی دست به دست شد . جدیدا هیشکی سوتی نمیده بخندیم ! والا !

دیشب در خدمت جناب آقای دکتر صدر نماینده محترم مجلس شورای اسلامی

و همچنین برادر عزیزمون آ سد محمود آقا رضوی و کارگردان جوان و موفق آقای بهروز شعیبی بودیم .


لازم به ذکره آسد محمود و آقا شعیبی با یک فروند وسپا  تشریف فرما شدند که هنوز خاکیان زنده اند ...

گزارش تصویری شَب ششم مُحَّرمُ الحَرامِ 1437| دریافت

بهشتی باشید.


 
عـبـداللـهـ|گزارش تصویری شب پنجم محرم 1437
ساعت ۱:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٧/٢۸  کلمات کلیدی: هیئت الرضا ، بچه های بهشت ، مجیدیه ، عبدالرضا هلالی

بسم الله الرحمن الرحیم

عبدالله ای بزرگ مرد یادگار شیر جمل، ای عبد صالح خدا ،  ای بی تاب عمو ... ای امام زاده ی اولین امام زاده و ای حسنی، دوستت دارم !

شب پنجم شب گریه های آرام در غمی بزرگ است ... براستی که چقدر شبیه است روضه مدینه و روضه ی شما ، هر چه باشد پسر به پدر و می رود ...

تو فرزند همان شیر دلاوری ...

تو فرزند کریمی

فرزند حسن علیه السلام ...

دهه اول که به نیمه می رسد پیچ روضه خطرناک میشود ، باید آماده بود که خورده گرفتن از روضه خوان محال میشود ...

و از روضه خوان های بهشت بپذیریم امشب بسیار اذیت شدند ... مراعات حال بهشتیان یا حق روضه ...


امشب از محضر شیخ عزیز حاج مصطفی کرمی عزیز مرخص شدیم ، فرمود حلالش کنیم ! اگر نتوانست خوب مارا اداره کند ...

تشکر ویژه بهشتیان نثار شما با صلواتی بر محمد و آل محمد


نوجوانان امروز فعال بودند ، در شب خودشان...


عده ای دیگر به درس


عده ای به خویش انداز !


و عده ای به کلش ! باز یه عظمتی داشت بیس ش آدم حرص نمیخورد !


و نکته آخر ! اگر واسه کسی جا میگیرید ، ابعاد دقیق تری رو در نظر بگیرید ! توپولوف که نمیخواد فرود بیاد !

 آقا امشب حاشیه خاصی نداشتیم ! معلوم بود آب بستیم به گزارش ؟! 

 گزارش تصویری شَب پنجم مُحَّرمُ الحَرامِ 1437|دریافت

بهشتی باشید.


 
مــــــادر|گزارش تصویری شب چهارم محرم 1437
ساعت ۱٢:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٧/٢٧  کلمات کلیدی: هیئت الرضا ، بچه های بهشت ، مجیدیه ، دهه اول محرم

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

شب چهارم محرم شب خانم هاست ، مادرانه باید گریست بر دوگل زینبی جناب عون و جناب محمد ...

واقعا چه دسته گل هایی ، خوشبحال شان که دایی شان حسن ، حسین ، ابوالفضل علیهم السلام و مادرشان زینب سلام الله علیها ست.

معمولا شب چهارم آرامش بعد و قبل طوفانه ... ولی مثله اینکه امسال از دست حاج حیدر کلا آرامش تعطیله ...

انتظار میرفت امشب جمعیت افت کنه ولی کرم حسین بن علی دوباره مجبور به بستن درها شدیم ...

آقا یه خواهش ! میشه رو اعصاب سخنران راه نرید کلا ؟! دیشب خیلی بد شد! رسما شیخ به یکی که داشت طول و عرض حسینیه رو متر میکرد تذکر داد ، آقا بشـــین ، ما بودیم اول آب میشدیم بعد با گرمای حسینیه به بخار تبدیل میشدیم و تو افق محو میشدیم ، اول که به روی خودش نیاورد بعدشم گفت : ب ر ب ب (بروبابا!)

این و جم کردن رو سکوها سمت چپ سخنران شبیه حسینیه زنونه شده بود ! ولوله خفن ! دوباره شیخ تذکر داد ! زشته انصافا ، طرف مهمونه ببینید یه کاری میکنید سخنران رغبت نکنه هیئت بیاد.

دیدید به همراه اول یا ایرانسل زنگ میزنید ؟! وقتی میگه 78569532 نفر در صف انتظار هستن، بعد شروع میکنه توصیه های اخلاقی میکنه و تبلیغات بسته هاش (یه 5تومن داری دستی بدی تا یه سال رایگان حرف بزنی) رو تبلیغ میکنه !

بعد سه ساعت حرف میزنه آخرشم به اپراتور وصل نمیشه ! این حالت دقیقا تو هیئت اتفاق میوفته ! کی ؟

بعد از قرائت قرآن ، قبل منبر

کمک به هیئت فراموش نشه ، رفقا کمک به هیئت فراموش نشه ! رفقا جلوتر بیان عزیزان تو بارون نمونن ! و ...

کسی ام که گوش نمیده ، دیدم میگما ! طرف که خیلی عصبانی میشه میگه به نام نامی .... آل محمد رفقا بیان جلو ! خبر نداره بچه هیئتیا زرنگ شدن در حد یه بشین پاشو جمع جور فقط جواب میده ! بقیه هم که از رحمت الهی باران استفاده کنن، به ما چه !

ضمنا واسه چی عدد رو نخوندید ؟! زحمت میکشیما ! 

باز خوبه ایرانسل اینا زنگ میزنی طرف یه صدای لطیفی چیزی داره رو مخ نیست !

تو روضه پیش منبر گاهی وسط کار آدمو زمینگیر میکنه !

اوضاع خوب شده اسکناس ها هزاری و دوهزاری شده ...


یه موضوع دیگه آقا ساندویچ تو حسینیه نیارید ...

وسط حسینیه یکی هات داگ میزد ، بوش تا ته حسینیه پیچیده بود ، البته بعید نیست تبلیغات زیر پوستی باشه !

بهره برداری نهایی از دکور جانبی محرم امسال ... بی شک بی نظیره

حضور آقا بذرپاش ، انصافا هنوز تو شُک بود !

ایشون هم ابتدا لپ بودند بعد کم کم به مرور زمان دست و پا درآوردند !

تشکر از بهشتیان امشب ، آقا روح الله عزیز و آقا مهدی کمانی گل و البته حاج ابراهیم بزرگوار

و اما پیر مردی وسط روضه ی ما گفت حسین ، من نگفتم ولی ارباب مرا هم بخشید ...


ثواب این دو فریم عکس هم برسه به روح اموات عکاسش ...


گزارش تصویری شَب چهارم مُحَّرمُ الحَرامِ 1437|دریافت


بهشتی باشید.


 
ســـــــه |گزارش تصویری شب سوم محرم 1437
ساعت ۳:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٧/٢٦  کلمات کلیدی: هیئت الرضا ، بچه های بهشت ، عبدالرضا هلالی ، سایت بهشت

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

سه مثل امام حسن

سه مثل رقیه خاتون

کاملا بی ربط ، سلام بر امام حسن بر سلام بر جناب رقیه خاتون ...

حاشیه نگاری شب سوم زبان بند است و جانکاه...


جمعیت فراوانی که پشت در مانند و از دور روانه ی خرابه شام شدند ، 


یکی از کارگردان ها، امروز تعریف میکرد جوانی داشت از دکه خانه کشتی سیگار نخی میگرفت ، گفتم سیگار نکش ! گفت برو بابا ! جمعیت قلقله ، اعصاب خورد ، مثل اینکه از راه دوری اومده بود ... گفتم ببین ! اگر سیگار نکشی می برمت تو ! باورش نمیشد ، سیگار رو پس داد ، خیلی شیک و مجلسی از ورودی VIP به صدر مجلس تشریف فرما شد ! باورش نمیشد ! تو راه با خودش قرقر میکرد یا امام حسین من غلط کنم سیگار بکشم ! یا امام حسین من غلط کردم !!! آقا میگم، این شاید برای شما هم اتفاق بیوفتد نیستا !!! فردا نرید سیگار بگیرید حالا!

بهشتیان امشب

بازمانده فاجعه منا! ، آ سد علی آقا ضیا


علی مرادی مجری جوان سیما ( بچه مجیدیه ! )


آقا فتح الله زاده خودمون ... ( این پنج تا انگشت آقا رضا تو عکس هست ، حالا پنج تا و شیش تاش زیاد توفیقی نمیکنه ! )


و هنرمند ارزشی کشورمون استاد جهانگیر الماسی

دکوری که کامل شد ، البته تقریبا ! سیم کشی و برق ش مونده برا شب چهارم ولی بازم تشکر میکنیم از سرعت عمل ، از کمرهایی که درد گرفت تا علامت رسید اون بالا تا فضولهایی که برق گرفت ... !


مفصل در مورد صوت حرف میزنیم ، ولی جالبه تا خرابه ، همه آآآآآآی فلان و بهمان ! الان که عالی ه ... تشکر میکنم از دلیرمردان خطه صوت !


خدا ان شا الله به حق سه ساله ی کربلا ، تمام مریضان از محبین مرتضی علی رو شفا عنایت که ...

و حوادث عجیب امروز ، روز سوم محرم ، شب چهارم میشه دیگه ...



ساعت 5/30 صبح یه کامیون حمل زباله از این گنده ها که راننده ش یک عدد خلبان عزیز بود که سلامتی ساقی ش صلوات ! طاق نصرت سر فیاض بخش رو هیکلی میبنده و قوت زانوش میره زیر کار !

یاعلی مدد تا بقل دادگستری میکشه ! به حسینیه میرسه میخواسته سلام بده میفهمه طاق نصرت رو کولشه ! هیچی دیگه تا از فاز خارج شد و فرود اومد با مامورین عزیز آتشنشانی هماهنگ شد و آمدند و عملیات رها سازی رو انجام دادن جز ماشین خلق الله و داربست آسیب دیگه ای نداشت خداروشکر.

صدقه رو انداختیم و خداحافظ ، خداحافظ با خدا روشکر به کسی آسیب نرسید و این حرفای کلیشه ای !

هیچی ! ساعت 7.20 تلفن زنگ خورد آقا خودتونو برسونید شهرداری کل سازه های خیابون کشاورزی رو داره جمع میکنه !


هیچی دیگه با قیافه هچلفت بدو بدو سمت خانه کشتی دیدیم دوتا از بچه ها یکی با شلوار ورزشی خط دار ! کفش کالج ! پیرهن لی ! چشا خون افتاده پر خواب با یکی دیگه زیرپوش زده بیرون شیکم آفساید ، حس قداره کشای لوتی مسلک دروازه دولاب بهشون دست داده بود و داشتن یکی از معاونای شهرداری تهران رو تهدید میکردن که آره داداش دست به سازه ها بزنی زنگ میزنم بچه ها بریزن ! هیچی یه سوت زد بالای سی نفر ریختن سر سازه های ما و در عرض ده دقیقه کل کار دوروز مارو جمع کردن !

حالا داستان چی بود ؟! خیابون خیام جرثقیل از این خفنا سقوط کرده بود خیابون رو مسدود کردن و مسیر رو انداختن تو خیابون کشاورزی اونم که ما نصفش رو گرفته بودیم ...


صحبت کردیم به توافق رسیدیم ، خداروشکر برد برد بود ، فقط فعلا قرار شد تا مشخص شدن تکلیف جرثقیل ما سازه نداشته باشیم . ولی انصافا یک قدم از اهداف مون کوتاه نیومدیم و حق داشتن سازه رو هنوز داریم !

امشب شب سوم بود و کاش همه چی آروم بود ...


گزارش تصویری شَب سوّم مُحَّرمُ الحَرامِ 1437 | دریافت 

نماهنگ سالار زینب سلام الله علیها| دریافت

نوای حسین شب سوم محرم ، مناسب انتشار در گروه ها و شبکه های اجتماعی | دریافت

بهشتی باشید.


 
غـاضــریـه|گزارش تصویری شب دوم محرم 1437
ساعت ۱٠:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٧/٢٤  کلمات کلیدی: هیئت الرضا ، عبدالرضا هلالی ، دهه اول محرم ، محرم

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

شب اول همیشه، شب سلاملیک و تجدید دیداره، معمولا آدم باورش نمیشه وارد ماه محرم شده ...

شب دوم داستان جدی تر میشه ...

روضه معروف : پیرمرد نام این سرزمین چیست؟! روضه خون وقتی جواب حضرت رو میگه آدم یه تکونی میخوره ...

غاضریه ، شط الفرات ، نینوا و ... مرد آیا این سرزمین اسم دیگه ای هم داره ؟! بله آقا جان ، محلی ها این جارو کربلا هم میگن !

اللهم انى اعوذبک من الکرب و البلاء  ...

شب دوم انگار یواش یواش باورمون میشه وارد کربلا شدیم و هنوز مبهوت ایم تا اینکه شب سوم برسه ، نه ، مثه اینکه آواره شدیم ...


بساط ته بندی و رو بندی ! ورودی هیئت برپاست ...


مخالفتی باهاشون نمیکنیم ! بعضا غرفه هم در اختیارشون میزاریم ! انصافا لازمه !


داداشمون حسرت نوشابه رو نمیخوره ها ! ضمنا همه ی اونایی که رو میزه کار خودش به تنهایی نمیتونه باشه ! ولی خوب ژسته هنری گرفته ، دمشم گرم

حاج آقای پاک نژاد تو دفتر رهبری عزیز پاسخگوی احکام ن و نظر سایر مراجع رو هم مسلط ن واقعا قابل استفاده ست منبرشون ...


روضه پیش منبر که در خدمت عزیز دلمون بودیم ...


پیر و جوان ، کودک و نوجوان ترکیب قابل قبولی برای هیئت ه

تا تونستیم سعی داشتیم دل بزرگتر هارو بدست بیاریم ...

بعضا بزرگترا ممکنه ریتم سینه زنی رو رعایت نکنن و خارج بزنن ! و بعضا ممکنه تو هیئت ها جونا دلخور بشن ولی نمک روضه همین موهای سفیده، مودب باشیم... آدم خارج سینه بزنه بهتر از اینه که آقاجونی سینه بزنه ( از نوع پلاستیکی ش ) کنایه فهما کجا نشستن ؟!


آقا روح الله عزیز که ممنان ایشانیم ... و طبق تجربه تنها ایشون هستن که از پس سکوها بر میان !

و اما رونمایی از فاز اول دکور دوم ، ده روز وقت داریم ! حالا ردیفش میکنیم ! داداشامون اصلا عجله نکنیداااا کلا عجله کار شیطونه !

آقا عکس منشوری بوده تار شده !

و عزیز عراقی که دوستان حاشیه نگار تمام تلاششون رو میکنن باهاش ارتباط بگیرن ...


تو این هفته دوتا اتفاق مهم افتاده ! یکی رسانه ای شدن سایت زیر زمینی موشکی سپاه ، دومی منتشر شدن عکس نیروهای گمنام امام زمان هیئت ! که البته مقداری تاره ... آقا اینجام اتاق بازجویی ه فک کنم ! حواستون باشه موقع مراسم فیلم و عکس نگیرید ! ساک حجیم  با خودتون نیارید ، سلاح گرم و سرد و افشانه و ... هم به همراه نداشته باشید ، فعلا توافق کردیم جنگ بشه اعلام میکنن !


اینم یه نمای ویژه از دکور امسال

صدقه برای سلامتی امام زمان فراموش نشه ، امشب زودتر بیاید دمه در نمونید.


گزارش تصویری شَب دوّم مُحَّرمُ الحَرامِ 1437 | دریافت

بهشتی باشید.


 
جناب طوعه|گزارش تصویری شب اول محرم 1437
ساعت ٧:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٧/٢۳  کلمات کلیدی: هیئت الرضا ، محرم ، عبدالرضا هلالی ، دهه اول محرم

بسم الله الرحمن الرحیم

حلاج شدم ، ولی به کفرم سوگند

دلتنـگ تـو بـودم کـه مـرا دار زدنـد

سلام

یادتون میاد؟ نهضت کربلا را ، من اولین قتیلم ، غریب دشت و صحرا ، مسلم بن عقیل ام ...

سلام بر سفیر غریب ، سلام بر جناب طوعه ، سلام بر محرم ...

سلام بر جمع عاشقان

سلام بر بازی های زیر خیمه ، البته از نوع کودکانه اش ...

سلام بر همدانی و همدانی ها

سلام بر کربلا و کربلایی ها

سلام بر اکسیر شفا بخش روضه ها

سلام بر مرکب مودب بعضی ها

سلام بر بهشت ، سلام بر بهشتیان ...

خدارو شاکریم که تقدیر شب قدر این بود که خیمه ای برپا شود به وسعت بهشت برای ما که وامدار خورشید هشتم ایم

سوالی که بسیار ساده پرسیده می شد ، آقا امسالم خانه کشتی مراسمه ؟!

و ان شا الله ای که با استرس گفته میشد ... بله ! ان شا الله

و علامت سوال بزرگ که در پایتخت کشور شیعه چرا نباید فضای موثر در اختیار قشر جوان باشد ؟

و نامه هایی که به بالا بالا ها رسید تا خانه کشتی شد بهشت و چوب هایی که لای چرخ رفت و شکست ...

امسال خانه کشتی نو نوار شده بود و صابخونه ! دلش نمیامد به صاحب خانه اجاره دهد ...

بگذریم ...

دوست نداریم مراسم رو با تاخیر شروع کنیم ...

دوست نداریم شرمنده برادرمون آقای تاجری بشیم که تشریف آورده بودن و نتونستم فیض ببریم و دوست نداشتن های دیگر !

پیگیری کارای محرم بودیم تو ادارت همش میگفتیم آقا بخدا دیر میشه ! برادر دست بجمبون !

لبخند میزدن و میگفتن ضرب المثل ماست :

بچه های هیئت الرضا اراده کنن انقلاب میکنن !!!

یه خانه کشتی چیزی نیست که !

خوب هندونه ها حجیم بود و کمر رو خم میکرد این شد که واقعا مجبور شدیم انقلاب کنیم !

امثال خیلی عقب افتادیم و حتی سازه هامون هنوز کامل نشده!

دکور ساعت سه نصفه شب رسید و صوت و تصویر و ... 

تلاش شبانه روزی تا کامل شدن ایده ها ادامه داره ...

دعای خیر شما خواسته ی تک تک بهشتیان است

و یه چیز جالب! آقا ما کلا دلمون برای دیدن اسکناس 50 تومنی و 100 تومنی تنگ میشه و خداروشکر تو محرم کلی میبینیم ! 

حالا درسته دلمون برا اسکناس های قدیمی تنگ میشه ! ولی خوب با تروال های جدیدم مشکلی نداریم حتی حاضریم باهاش دست بدیم و سر میز مذاکره بشینیم! از بچه ها تاکسی دار کسی هست بیاد PV !شماره بزاره خورده ها رو بهش بدیم ...

از دلواپسان عزیز متشکریم ، شما انتقاد کنیم و ما هم به نقد جان خریداریم ، جای دیگه که جواب نمیده ، لا اقل اینجا دل خودمون رو خوش کنیم ...

گزارش تصویری شَب اوّل مُحَّرمُ الحَرامِ 1437 | دریافت

بهشتی باشید


 
چاووش خوانی
ساعت ٧:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٧/٢۱  کلمات کلیدی:

ندای چاووش خوان می آید...

بچه های فاطمه.....به اذن مادر قیام کنید....محرم آمد....

ندای چاووش خوان آمد....

ندایی که زنگار گناه از دل ربود و قفل حبس شدن در دنیت دنیا را گشود....

ندای چاووش خوان آمد...

در این ندا چه سوزی نهفته است...و چه غربتی دارد...که دیگر گوش صدای هیچ ترانه ای را بر نمی تابد..

چاووش خوان بخوان..برای ما که خسته از زمانه ایم و دور ز مولای غریب خویش...بخوان

بخوان که با شوقی وصف ناپذیر در بین لباس ها و جامه هایم پیراهن مشکیم را گزیده ام...و آن شال عزایی را که به من هیبتی کربلایی می دهد...

چاووش بخوان که دلم عزم کربلا دارد و در بین خیمه ها دلم خانه ای به زیبایی هشتمین امام دارد...

چاووش بخوان که ترس دلم ریخته و نقاره خانه هیئت الرضایم به صدا در امده....آی نوکرها...نوکرخانه شمعش روشن شده...

چاووش بخوان که سقاخانه هیئتمان رنگ سقاخانه صحن طوس گردیده و خیل حاجتمندان به تمنای شفای دردهای بی درمان دلشان لک زده برای گرمی چای خانه اش..

و چاووش خوان بخوان..که دیگر اشک امانم بریده و می خواهم خلوت نمایم..

و در ان همهمه عزاداران پسر فاطمه سلام الله علیها فرج آخرین دلبند منتظرش را فریاد کشم..این بقیت الله..

«أین بقیة الله التی لاتخلو من العترة الهادیة»..

و باذن الله و باذن رسوله..و باذن امیرالمومنین و باذن مادر پهلو شکسته مان....

بسم الله الرحمن الرحیم...محرم الحرام 1437 هجری قمری...به وقت طلوع هیئت الرضا


 
ورودیه
ساعت ۱٠:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٧/۱۸  کلمات کلیدی:

قلم مهیای این می شد تا برای ورود به محرم مطلب نگارد...

از گذر روزگاران محرمی از مجیدیه تا حسینیه ها و ... بگوید...

که خبر آمد از شهادت سردار سربدار....حاج حسین همدانی....

چه ورودیه ای زیبا تر از این..شهادت مردان خدا و امید به اینکه این خط سرخ راهش بسته نیست..

ورودیه ای که سرخی راهش سو سو می زند و می کشاندت...به قلب تپنده ای بنام حسین(علیه السلام)...

قرآن خواندیم...نوحه خواندیم...لطم زدیم....دویدیم...جهاد نمودیم....کار با عشق و هدف ارائه دادیم...همه کار کردیم تا بدانجا برسیم که در آغوش تو باشیم...یا حضرت حسین..

و از سرزمین ما سربدارانی با لباس نوکری در انسوی مرزها و در سرزمین لطمات و کنایه ها سینه سپر کرده اند تا بگویند...همه کار می کنیم تا در آغوش تو باشیم...

و من خون گریه می کنم و می نگارم از برای برادران شهیدم در روزهای منتهی به محرم...

و یادشان می کنم تا یادمان کنند....

شاید فردا روزی ورودیه محرمی دیگر ما نیز سعادت آن آغوش نصیبمان گردد و عده ای نیز یاد ما کنند...

از ان بدن مطهر غرق به خون تا این قلم خون گرفته همه و همه یک ندا سر خواهند داد...که یا ابا عبدلله...

به اذن شما و به امر مادرتان سیاه جامه ها را به تن نموده...تا مرحمی به زخم سینه مادر و دل خون ولی الله الاعظم امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف باشیم...انشالله


 
یا مظهر العجائب
ساعت ٧:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٧/۱٠  کلمات کلیدی: هیئت الرضا ، بچه های بهشت ، عبدالرضا هلالی ، عید غدیر

یا مظهر العجائب....یا مرتضی علی

در عالم چند جای خاص و چد زمان خاص پیدا می شود که اجازتی است برای کشف اسرار اسرار خفیه ای که در عالم معنا حجتش کامله است و نطقش باصره لیک برای درک آن در پایین ترین منزل...یعنی دنیا...سالها صبر میطلبد تا به اذن الله گوشه ای از حقایق روشن گردد

و علی علیه السلام سرالله ایست که جز مقام منیع رسول خاتم اجازتی نیافت تا افشا نماید و اظهار نماید

حالا زمان به وقت غدیر خم است و دستور الهی به نبی مکرم صلی الله علیه و اله برای ابلاغ

.....بلغ.... بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَیْکَ مِن رَّبِّکَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللّهَ لاَ یَهْدِی الْقَوْمَ الْکَافِرِینَ

چقدر از این سر مکشوف فهمیده ایم؟؟و تا چه حد حق مولا را ادا نموده ایم؟؟؟ و تا چه حد شکر این موهبت به جا آورده ایم؟؟؟

شاید اگر منتخب نبودیم چونان مسخ شدگان غرق در حجاب انکار افتاب می نمودیم.حالا که شکر خدا شیعه و محبشان هستیم... شادیم و از شادی این دل باید آینه گردیم و از نور جمال و جلالش پرتو افکنیم

غدیر و پاسداشتش برای ما ادای دینی است و چراغی...تا راه گم نشود ...تا از بزرگراه ولایت به کربلا برسیم و از این راه به خیمه امام عصر خویش...

یا حضرت ولی الله...

رسم ما ست تادر این عید به دیدن سادات رویم و تبرک بجوییم...

یا ایها العزیز...یا ایها العزیز ! مَسَّنا و اهلنا الضُر و جِئنا ببضاعه مُزجاه و اَوفِ لَنَا الکَیل و تَصَدَّق علینا ؛ ان الله یَجزِی المتصدقین.

پس عیدی ما را در عصر این جمعه زیارت رویت قرار ده و این هفته را میهمان سفره هیات مان باش


 
سلام ای حاجی ...
ساعت ٥:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٧/۸  کلمات کلیدی: هیئت الرضا ، مدافعان حرم ، عبدالرضا هلالی ، امام زاده صالح

سلام ای حاجی

سلام ای حاجیه از حج برنگشته....

سلام ای حاجیه قربان شده....

در سلوک عاشورایی عرفاتت ، چه با خلوص هم ندای ارباب قربانی شدی...

و چه مستانه پر کشیدی و رفتی...

حالا حال و هوای شهر و دیارمان رنگ و بوی واقعیه منتظران را دارد....

منتظران حاجیان از سفر برنگشته ......

چشم انتظاری سخت است...

یار در سفر داشتن سخت است....

بی خبری سخت است...

اصلا این روزها دل بهانه گریه های مستمر دارد....

دل ندای منتقم بیا دارد.....

ای قاری سپید پوش قرآن....

صدای حنجرت سوز غریب و آشنا دارد....

و صوت داوودیت سوز آتشین نای نی دارد...

و از همه غریب تر، اینکه باز راه را بستند...

و باز سینه ها را در فشار بشکستند....

و حاجیان را با لب تشنه ...

آخر کلام اینکه موسم عاشورایی منا ....

نوید محرمی کربلائی دارد....

والسلام علی حجت الله القائم....

انتقم یا منتقم....


 
لبیک یا حسین(ع)
ساعت ٧:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٧/۱  کلمات کلیدی: هیئت الرضا ، بچه های بهشت ، عبدالرضا هلالی ، عرفه

و یاران ابا عبدالله را مسلخی است بنام عشق

چون عاشق شدی عقل و تدبیرت به فرمان دل است و دل چیست غیر از حرم الله

و اینگونه است که در دل ، به جبل الرحمه اش که میرسی ندای غریبی اش را خواهی شنید چه در کوفه و بالای دار العماره و چه در تهران که ام القراست...

در کوفه نامه نوشت اند که بیا.....

و اینجا ناله می زنیم که نیا!!!....

و چون مکشوف شود روضه ها ملکوتیان به بیا های امروز ما نیز می گویند نیا و در پی اثبات این ارادت ها و تفاوت هامان نسبت به بد عهدان عصر سیدالشهدا در مسلمیه ردای نوکری به تن نموده و تا محرمش با اضطراب و اضطرار ندا سر میدهیم لبیک یا حسین

و بدانیم که کربلا را بی بصیرتی کربلا نمود و عشق را بر سر نی گذاشت و بصیرت مسلم را در همان مسیر پیشتر به دارالعماره

پس مناجات ربانیش را زمزمه می کنیم ....

شاید که نگاهی کند آگاه نباشیم...