چهل روز تا ...
ساعت ۱٢:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٦/۱٤  کلمات کلیدی: هیئت الرضا ، بچه های بهشت ، محرم

حالا که چهل روز مانده به محرم برایت می نویسم ای هیات عشق

مثل من ، مثل آنها شده که نوبتشان سالیانه است....انگار نه انگار که این قافله را سیری است و عاشقان را محلی برای تربیت

آنقدر نامحسوس زاویه می گیریم که گویی خبری نیست

اما قدر دریا را زآب بیرون شده می فهمد و صد دریغ...دریغ که فرصت ها چون ابر در حرکتند و ما غافل....

غافل هم که باشیم اما ناامید نیستیم ، چه آنکه در این وادی گاهی دیر آمدگان نیز در صف اولند...و کرم ارباب یعنی این.....

چه شد که نوشتم و چه شد که قلم چرخاندم؟نمیدانم...اسمش را بگذارید دلواپسی....دلشوره....

چهل روز تا شروع دهه عشق...و قربانی شدن عشق....و تجلی عشق....

پس بسان منتظران نور و در مسیر عاشقی ، چله را قدر دانسته و برای تقرب بیشتر در محرم این چله را طور دیگر آغاز می نمایم

باشد که مراقبت نمایم از چشم که انشالله تا محرم پربار تر از هر سال بگرید و تا عاشورا چشم دل بگشاید....

باشد که مراقبت نمایم از گوش تا روضه را مکشوف شنوم و در اتشش بسوزم و تا عاشورا جواب سلام همیشگی را...

باشد که لسان به ذکر عاشورا مشغول نمایم تا عاشورا در زمره اصحاب گردم...

باشد که دست به خیر گردم تا وقتی به سینه و سر می زنم تجلی اعظم ماتم زده گردم و با هر ضربه اش سینه ام سینایی گردد...

و هرچه بیشتر بیاندیشم صدها باشد و نباشد خطور خواهد کرد تا حال که دیر آمدم مستانه آیم...

السلام علیک یا ابا عبدلله...