بریم هیئت - جمعه 28/7/91
ساعت ۱۱:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢٩  کلمات کلیدی: هیئت الرضا ، بچه های بهشت ، عبدالرضا هلالی ، بریم هیئت

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

این سری رکورد شکوندم ساعت 7 ونیم رسیدم حسینیه ، انقدر حال کردم هیشکی نبود سر جا دعوا کنه !!! ، رفتم نشستم ضلع جنوب شرقی حسینیه در حوزه استحفاظی آبدارخانه ! داشتم مطالعه میکردم ( چاکرتیم ، ما اینیم دیگه ! ) که نظرم رو یه عده هیئتی نما که اونور تر نشسته بودن جلب کرد !

پیش خودم داشتم میگفتم چیکار داری به کار مردم که یکی شون دو سه تا فوش ... دار آبدار نثار یکی دیگه از دوستان کرد!!!!

منو میگی ، خدایی شاکی شدم ، آخه لامصب حسینیه اومدی قهوه خونه زری خانم که نیست !

بگذریم ؟! ؟!

نه دیگه ، نشد انصافا با این روایت دیگه جای گذشتن هست ؟!

خدا بهشت را برای انسانهای فحاش و بددهان حرام کرده است.

خلاصه از چپ چپ نگاه کردن ما دوزاریشون افتاد و شروع کردن به پچ پچ کردن ، چشت روز بد نبینه یکیشون خودشو تکون داد تا از مضامین عمیق پچ پچ عقب نمونه که یهو ... افتاد بیرون ! ... نگو جنگل های سرسبز آمازون با مارک آدیداس بگو !!!

یادمون باشه این سری حاجی دانشمند اومد بگیم یه زنده باد مامان دوز بگه !

شاید آقایون به خودشون بیان و گامی در راستای حمایت از  تولید ملی بردارن ! ( خیر سرشون !)

وسط سخنرانیه جای گوش دادن دارم حاشیه مینویسم ، حالا منو میگی ، تریپ عالمانه گرفتم همه فک می کنن دارم خلاصه سخنرانی می نویسم !

الان چند تا از با معرفتا با چفیه اومدن تو مجلس ( قیافه ها 10 ثانیه قبل شهادت ) یاد 83 افتادم !

بچه بودم ! گیرم رو شلوار خاکی و یقه آخوندی بود ( اونم از نوع سفیدش )

الان چی ؟!!!! بیخیال،  تریپ هفته بعدمو ببین ایشالا اصل 83 میشه !

قبل سخنرانی صدای مهیبی از قسمت خواهران به گوش رسید ( میگن مادر زن بترکه همچین صدایی میده ! ) حالا باید بعد هیئت مراجعه کنیم که ببینیم ایشالا چه اتفاقی افتاده ( الهی آمین ! )

راستی یه آقا نردبان رو از درب شرقی با لایی کشی از رو سر جمعیت خارج کرد و پس از چندی از درب غربی وارد کرد ، داداش نظم و داری انصافا ؟

اونجور که بوش میاد ، بله ، یا ابالفضل

سخنران داره روضه رو میبره دمه در خونه امیر المومنین ( علیه السلام )

دوباره چراغا خاموش شد !

آی حال میده نمیتونن فیلمبرداری کنن !

غلام م پای سویچ لواشک میخوره  و کرم میریزه !

سایر دوستانم به بازی های فکری و ... می پردازن !

اگه اندروید گیر نیاد ، یه مار نوکیا که هست !

دوستان از مهمان نوازی آقا رضا هر چی بگیم کم گفتیم !

یه وقت فک نکنید آقا روح الله علاقه ای به مداحی دارن ها !

محض عرض ارادت چند دقیقه ای و بند آخرم باشه ایشالا ! که تا شور طول میکشه و محمود آقا هم به فیض اکمل اکمل رسوندن !

راستی قاسم آقا قایمکی اومده توحسینیه و حالی میکنه، ولی نمی دونه از چشمان تیز بین حاشیه نگار هیچکس پنهان نیست !

حتی شما دوست عزیز !

امیدوارم سوژه منفی ما نباشید.

بهشتی باشید.


 
به یاد نمایشگاه!!!
ساعت ٩:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢٥  کلمات کلیدی: هیئت الرضا ، بچه های بهشت ، عبدالرضا هلالی ، نمایشگاه رسانه های دیجیتال

بسم الله الرحمن الرحیم

سلامی به وسعت بخشش پسر صاحب بیرقمون ، آقامون امام جواد علیه السلام

اول پستی شما رو دعوت می کنم یه روایت زیبا رو از این عزیز بخونید و بعد در خدمتتون هستم ؛

امام جواد علیه السلام : هرکه خود را به وسیله خداوند بی نیاز بداند ، مردم محتاج او خواهند شد و هرکه تقوای الهی پیشه کند خواه ناخواه ، مورد محبت مردم قرار می گیردگر چه مردم خودشان اهل تقوا نباشند.

بحار الانوار ، ج 75 ، ص 79 ، ح 62

خوب دوستان عزیز ما ماندیم و گنجینه ای از خاطرات ، صبح ساعت ده و پنج دقیقه رسیدم دمه غرفه که واسمون یاداشت گذاشته بودن

 دنبال صاحب این خط می گردم ، شما می شناسیدش؟؟؟


 
بریم نمایشگاه - شنبه 22 مهر 91
ساعت ۳:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢٥  کلمات کلیدی: هیئت الرضا ، بچه های بهشت ، عبدالرضا هلالی ، نمایشگاه رسانه های دیجیتال

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
گوشیم خاموش بود ، میخواستم با اصغر آقا هماهنگ کنم ماشین بیاره ، گفتم نهایتش میرم نمایشگاه از یکی شارژر میگیرم و میزنگم.
اومدم تو غرفه دیدم جمع بچه ها جمعه و یه گل کم داشت که اومد !
داشتم جمع و جور میکردم سلطان هی گیر می داد چیکا میکنی حاجی ؟!
تا میرفت بیرون دوباره جمع می کردم !
خلاصه تا اینکه فرستادم بره نخود سیاه بگیره و بیاد اومدن ال سی دی نمایشگاه و پس گرفتن و منم از خدا خواسته ال سی دی خودمونو خاموش کردم و کرکره رو کشیدم پایین.
تو همین حین قاسم آقا و اصغر آقا اومدن ، اونا از من پایه تر !
رفتم درب 13 برگ خروج گرفتم ، اومدم پر کنم به سلطان گفتم بره ستاد اجرایی تاییدیه رو با چک ضمانت بگیره !
از اونجا زنگید ، گفت مبلغ اجاره غرفه رو نریختید ! به جان خودم بالای هف هشت بار سر این داستان گیر دادن و حال ندارن یه عدد سه رقمی رو به عنوان تخفیف تو سیستم ثبت کنن !  یه حدیث هست میگه کسب روزی حلال عبادته !
انصافا شما بگید کسی که حال نداره سه تا رقم تو سیستم پشت میز تایپ کنه . . .
بازم بگذریم ؛
آخر شبی داآشمون اومده میگه نمایشگاه تموم شد دیگه ، اومدم تخته شاسی هامو ببرم !
منم که خودم ته چتر باز !  گفتم داآش سر قبری که نشستی میت نداره در عقب صندلی جلو !
دونه دونه تخته شاسی هارو جمع کردیم و قاسم آقا بسته بندی کرد.
راستی دوباره سر تصویری ها به قاسم آقا گیر دادم ! فهمیدم خودم گند زدم !
که چی ؟!
هاپ سوییچ اتاق فرمان و آورده بودیم نمایشگاه در نتیجه تدوین همزمان ممکن نبود !
پس صبر کنید تا غلام سر حال بیاد بلکه فرجی بشه !
این وسط مسط ها خبردار شدیم فروشگاه بهشت هم کامل شده و الان میشه دیگه آنلاین محصولات هیئت رو خرید! ولی از من میشنوید یه چند روزی بیخیال خرید بشید فعلا تا همه تست هاش ردیف بشه!!

راستی نامردیه از همسایه های خوبمون نگم
سمت راست غرفه که برا گروه مستند سازی سفیر فیلم بود که خودشون از بروبچ نازنین هیئت الرضا علیه السلام بودن و پیشتهاد میکنم یه سری به سایتشون بزنید و محصولاتشون رو ببینید.
مستند مهار نشده معرکه بود !
با آقا رضا هم تو مستند مصاحبه کردن !
اونوقت می گن بچه های هیئت الرضا علیه السلام ناسیونالیست نیستن !
سمت چپ گروه طراحی سایت بود که اصغر آقا مخشو واسه سایت بهشت زد ! این بنده خدا در اوج جنتلمنی و آدم با کلاسی ، از سرگرمی بچه های ما که خاموش کردن ال سی دی غرفه ها بود خوشش اومده بود و یه چند باری لذتشو تجربه کرد! اینقدر این داستان خاموش کردن ال سی دی کل غرفه های نمایشگاه کش دار شده بود که یه سری ها رفته بودن جن گیر بیارن بلکه راحت شن!البته اگه همون در ورودی با تفتیش بدنی جلو ورود کنترل ال سی دی و ال ای دی رو میگرفتن مشکل حل بود!!
روبرومون هم بروبچ نظام وظیفه بودن که شعبه ای از آسایشگاه معلولین بود! ولی دیشب مسئول غرفه شون اومد ازمون حلالیت طلبید !
شاید خبر نداشت علت خاموش شدن ال سی دی ش ، نمایش سایت بهشت تو کیوسکشون و . . . کار دوستان پر تلاش ما بود !
شایدم می دونست و میخواست مرام کش کنه .
بعد اینکه معلوم شد نمیشه وسایل و از غرفه بکشیم بیرون بچه ها رفتن.
اصغر آقا و قاسم آقا هم رفتن باشگاه !
منم اومدم ملوس ( اسم موتورمه ! ) رو بردارم دیدم چشت روز بد نبینه قاب بقلش رو شکسته بودن ، چه اشکی می ریخت !
تا منو دید زد زیر داد و بیداد بنزین سوپر که بهم نمیدی ، پوسیدم بس که منو تو هیئت دوندی ، یه بار نشد منو پارک ببری ، هر شبم که باید 4تا 4تا مهموناتو برسونم ، انقد .... ( شما بخوانید راحت طلب ) منو یه سره کردی و نمیکنی یه قفل بهم بزنی که ندزدنم ، جمعه ها هم که ولم میکنی تو پیاده رو بیان روم بشینن سیگار بکشن عین خیالشونم نیست صاحاب دارم ! ، دٌل دٌل ( اسم موتور دوست جونمه ) هفته ای یه بار کارواش میره ، همه چیش سروقته ، بنزین سوپر میخوره ، صاحابش لاغره ، تازه یه سرویس دسته و فرمونم خریده اصلا میخوام برم خونمون !
منم گفتم هیچ مشکلی نداره ، اولین زورگیری می بخشید افسری که دیدم میدم ببرتد پارکینگ !
ولی بازم دمش گرم از من بیشتر پاکار امام رضا (علیه السلام ) بوده !
کدوممون حاضریم اندازه یه موتور واسه دین و مذهبمون وقت بزاریم؟!


 
بریم نمایشگاه - پنجشنبه 20 مهر 91
ساعت ٢:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢٥  کلمات کلیدی: هیئت الرضا ، بچه های بهشت ، عبدالرضا هلالی ، نمایشگاه رسانه های دیجیتال

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
بنا نبود واسه پنجشنبه بنویسم !
منتشم گذاشتم سر اصغر آقا ، گفت چرا نزاشتی ؟!
گفتم تو بهشت گذاشتی کار منو خراب کردی ! دیگه چیو بزارم ؟!
راست میگفت ، حاشیه هاش زمین موند .
قبل اینکه آقا رضا بیاد غرفه داشت رو سرمون خراب می شد که دیدم آقای کاظمی ( قاری هیئت ) اومد !

یه مصاحبه جنجالی حاشیه ای مشت ازش گرفتم که بزودی میزارم.
جمعیت خیلی زیاد شده بود ، انصافا من ترسیدم گفتم مشکلی پیش نیاد !

تو درگیری جدا کردن دوستان از غرفه بودیم از وسط نمایشگاه یکی بلند داد زد سلامتیش صلوات !
واویلا هرکی ام نمی دونست با خبر شد !
حیف که اسپایدر کم نداشتیم ! جدا مثل یه کلونی ( اصطلاح زیست شناسیه اِهم ! ) شده بود

دمه در که رسیدن یکی از وسط داد زد :
سلامتیش ، گرمی نفسش صلوات !
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
با تلاش فروان آقا رضا و آقا مهندس اومدن تو غرفه و یه مصاحبه که بعدا منتشر میشه !
تو چند دقیقه ای که نشسته بودن ،  موبایل بود که میکردن تو چش من !


آخر یه طرف خیلی سعی و تلاش کرد و اومد جلو ، از اون ور آمارشو داشتم ، تا رسید سریع گوشیو در آورد شروع کرد به فیلم گرفتن ، حالا با چی ؟! K310  سونی اریکسون !
وسط فیلمبرداری حرفه ایش منو صدا کرده میگه داآش کیه نشسته اینجا ؟!!!!!
جالب تر یکی بود که به زور امضا گرفت ، رفیقش گفت کیه مگه ؟
نمیشناسیش ؟! سید جواد ذاکر ه دیگه !
ولی با پیره زنه حال کردم از گوشه غرفه منو صدا کرده میگه پسرم چی میدن؟!
بر خلاف نظر اون دوستی که چند وقت پیش اومد و گفت اگه جای پرستش رضا هلالی خدا رو می پرستیدی الان به یه جایی رسیده بودی !
ندیدم بچه های هیئتو تا حالا حتی از آقا رضا تعریف کنن چه برسه پرستش !!!!!!!
انصاف انقد نگفتیم زبونم نمی چرخه بگم !
در مورد خود آقا رضا شما رو مراجعه می دم به حدیث قدسی که امام صادق  از زبان خداوند فرمود :
خداوند تو دوجا می خنده !
یکی جایی به بخواد کسی به جایی برسه و ملت تلاش می کنن نزارن
یکی جایی که خدا نمی خواد کسی به جایی برسه و ملت تالاش می کنن برسه !
عکساشو دیدید ، تو راه پله و دمه غرفه قل قله شده بود یکی از این همسایه ها اومد به ما گفت من رفتم معاون وزیر آوردم هیچکی تحویلش نگرفت شما نمایشگاهو به هم زدی !


توروخدا تهمت هوای نفست بهمون نزنید
مراجعتون میدم به صحبت خود آقا رضا که میگه :
من بی آبرو ترین نوکر امام حسینم
راستی دوستان دفتر یادگاری رو خود آقا رضا مطالعه می کنن.
بهشتی باشید.


 
بریم هیئت - جمعه 21 مهر 91
ساعت ٦:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢٢  کلمات کلیدی: هیئت الرضا ، بچه های بهشت ، عبدالرضا هلالی ، بریم هیئت

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

کرکره غرفه رو کشیدم پایین و تو لیز بازار ، خیابون مفتح رو انداختم تا ته و یه نمه خلاف و قیام و بی آر تی و خلاصه میدون خراسون و ماشا الله موتور!!!

منم که چش خاداما رو دور دیدم  موتور رو بازم به امید امام رضا (علیه السلام) یه سره بدون قفل و بند ول کردم تو پیاده رو و قایمکی داشتم میومدم بالا دیدم چند تا از بروبچ که به دلیل مسائل امنیتی از ذکر نامشون معذورم به سهم خودشون شدیدا سعی در آلوده کردن هوای محیط زیست می کردن (حتی با یه پک!!!)

یادمه بچه بودیم آقا رضا تو پارک جلو حسینیه صباغچی خودش یه پا ستاد مبارزه با استعمال دخانیات بود ، ولی انصافا دیگه آگاهی نیست که تو کوچه پس کوچه های خراسون دنبال مورد بگرده! بگذریم مثل همیشه ...

سر کوچه قاسم آقا گیر داد بزار به سلطان بزنگم بری تو ، منم جو فردین بازی گرفت و نرفتم! دم در آقا حسن حسین خانی رو هیشکی نمیشناخت. خدایی خیلی خاکیه ، قاطی جمعیت تلاش می کرد بره تو ولی راش نمی دادن! تا بالاخره یه باهوش پیدا شد و ایشون تونست به حسینیه راه پیدا کنه و خیل عظیمی تونستن با یک گناه کبیره خیلی با مزه (کثیف)به اسم دروغ خودشون رو به عنوان همراهش وارد حسینیه کنن! ما به این افراد میگیم مستمع نما!! بگذریم...

به قاسم آقا زنگیدم گفتم من میرم ، هوای حاشیه رو داشته باش! بنده خدا کلی گیر داد که بیا تو ، منم که فردین!! اصغر آقا هم اومد دم در حسینیه، ولی هنوز تو جو بودم ، پیچیدم به بازی و هندل و گاز و کلاج ، سر از گمرک که در آوردم به غلط کردن افتادم و سر ... کج کردم برگشتم!

چه راحت وارد حسینیه شدم! قاسم آقا داشت با گوشی داخلی می حرفید ، منو دید کلی سوژه کرد ، برگشتی که؟!! فک کنم باید به این نتیجه برسم که واقعا ملیجکم!! (شوخی نمودیم)

وارد لابی شدم و از ال سی دی کسب فیض کردیم مثل همیشه ، ولی این دفعه فرق داشت ، از قلم خجالت می کشم ولی :

من اومدم اما ، قتلگاه جا نیست ...

مجلس تموم شد و پخش شام رو شروع کردن و به سرعت غیر قابل باوری کل حسینیه مشغول غذا خوردن شدن، جای شما خالی قیمه امام حسین علیه السلام خیلی چسبید!

راستی گزارش تصویری بازدید حاج رضا از نمایشگاه رسانه های دیجیتال رو هم تو بهشت ببینید.

بهشتی باشید ...


 
کل یوم عاشورا
ساعت ۱٠:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢٠  کلمات کلیدی:

امام زمان (عجل الله تعالی):فَلاََ نْدُبَنَّک َ صَباحاً وَ مَسآءً وَ لاََبْکِیَنَّ لَک َ بَدَلَ الدُّمُوعِ دَماً حَسْرَةً عَلَیْک َ وَ تَأَسُّفاً عَلى ما دَهاک َ وَ تَلَهُّفاً حَتّى أَمُوتَ بِلَوْعَةِ الْمُصابِ وَ غُصَّةِ الاِکْتِیابِ

صبح و شام مویِه می کنم تو را و به جاى اشک براى تو خون گریه می کنم از حسرت و تأسف و افسوس بر مصیبت هایى که بر تو آمد، تا از اندوه این مصیبت و غصه این حزن جان سپارم

و چون مولایم در ندبه ناحیه مقدسه آنگونه می فرماید بر من چه باید بگذرد.....

منی که در حسرت زیارت رویش و در ندبه دوریش ناله این الطالب بدم المقتول بکربلا را سر می دهم...

چگونه آرام گیرم و صبح و شام نگریم؟که هر زمینی کربلا و هر روز برای ما عاشوراست...

عاشورای ما منحصر در زمان و مکان نبوده و نیست و گریه بر ارباب برای ما پایانی نخواهد داشت که این اشک ها جامی از زمزم حوض کوثر است و مایه حیات....

و گذشت سالها از آن واقعه خونین و ماندگار نه تنها غباری بر شور آن نخواهد پوشاند که به اذن الله تا ابد پاینده و جاوید خواهد ماند و این هفته با هر بهانه ای که باشد هیئت را کربلا و زمان را عاشورا خواهم کرد و به شیدایی نگاه ارباب شیدا خواهم شد و به استواری زینب (سلام الله) سینه سپر خواهم نمود و به سینه و سر خواهم زد و ندبه خواهم کرد باشد که در این مسیر خونین حضرتش گردم.....



 
حضور حاج عبدالرضا هلالی در نمایشگاه رسانه های دیجیتال
ساعت ٢:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢٠  کلمات کلیدی: هیئت الرضا ، بچه های بهشت ، عبدالرضا هلالی ، نمایشگاه رسانه های دیجیتال

احتراما به اطلاع می رساند حناب آقای حاج عبدالرضا هلالی روز پنجشنبه 20 مهر ماه ساعت 16 ، در غرفه بهشت - پایگاه اطلاعاتی هیئت الرضا(ع) محفل بسیجیان و رهروان شهدا در ششمین نمایشگاه بین المللی رسانه های دیجیتال حضور خواهند یافت.

غرفه بهشت - پایگاه اطلاعاتی هیئت الرضا(ع) محفل بسیجیان و رهروان شهدا در مصلی بزرگ امام خمینی (س) - شبستان اصلی - بخش رسانه های بر خط - راهروی 8 واقع شده است.

*** به دلایل شرایط خاص روز جمعه ، پست بریم نمایشگاه - پنجشنبه 20 مهر 91 ، روز شنبه 22 مهرماه منتشر می شود. ***


 
بریم نمایشگاه - چهار شنبه 19 مهر 91
ساعت ۱٠:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/۱٩  کلمات کلیدی: هیئت الرضا ، بچه های بهشت ، عبدالرضا هلالی ، نمایشگاه رسانه های دیجیتال

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

اومدم بنویسم ، غلام جف پا پرید وسط ، گیر داده یه طنزی ، چیزی بنویس بخندیم !

خجالتم نمیشکه انصافا ، فک کرده ملیجکم !

وروی نمایشگاه که میای یه سری توپ زیر پات ول میچرخه و با آی فون توسط اپراتور کنترل میشه !

منم از اونجایی که احساس وظیفه کردم بگم بچه پایین شهرم یه شوت ول دادم زیر توپه یَک کاتی گرفت که نگو !!!

خلاصه دیدم یه جعبه مداد رنگی از این گرونا ! ( غلام میگه بنویس از این خریدنی ها ، من میگم ضایس گوش نمیده ) خلاصه دنبالم راه افتاده بود اول فک کردم عاشق تریپ جنتلمنیم شده ، منم که میخوام درسمو ادامه بدمو تازه کلی شرایط دارم !

اومد گفت خجالت نمیکشی با این ریش و ... دنبال توپ کردی منم نامردی نکردم گفتم دفعه آخرته توپت اینجا میوفته ها ، این سری بیاد پارش می کنم !

اومدم جلوتر یه یارو اومد چتر و کرد تو چشم شروع کرد به شوخی کردن !

خلاصه نفهمیدیم رسانه های دیجیتاله یا خنده بازار !

راستی پس از سالها انتظار به سر رسید و دفتر نظرات به همت اصغر آقا رسید !

اس ام اسم که رسید دیگه فردا ساعت چار آقا رضا میاد

جهنمی نباشید.


 
بریم نمایشگاه - سه شنبه 18 مهر 91
ساعت ۱٢:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٧/۱٩  کلمات کلیدی: هیئت الرضا ، بچه های بهشت ، عبدالرضا هلالی ، نمایشگاه رسانه های دیجیتال

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام خواستم ادبی بحرفم ، دیدم دوستان هنوز تو پست قبلی قسمت اول که منظورش امام زمان ( عج ) بود موندن ! گفتم مزاحم ادراکشون نشم !

از امروز بپرسید ، همه خوبیم و ملالی نیست جز دوری شما !

من که از صبح نبودم ، بعد نماز مغرب و عشا اومدم. از در پشت اومدم تو سالن دیدم یه جا جمعیت گوشی به دست جمع شدن ! نزدیک رفتم دیدم سردار طلایی خودمونه ! به قاسم آقا زنگیدم گفتم فلانی اینجاست دعوتش کنیم غرفه؟! قاسم آقا هم به اصغر آقا گفت و بعد سه تایی به این نتیجه رسیدم که مثلا بیاد که چی بشه !
جون داداش ، پرهام گفت دکتر حسن عباسی اومد غرفه بغلی حیف شد نیومد اینجا‌ !

انصافا بچه مجیدیه نیستما ! ولی منم تو دلم گفتم اولا امام رضا ( علیه السلام) باید بطلبه ، دوما ما که زندانی نداریم بخوایم فراریش بدیم ! بیاد نقد کنه !

اومدید غرفه , محض رضای خدا یه سری به غرفه روبروی ما هم بزنید ! من که هدف شرکتشون رو نفهمیدم ! ولی خدا خیرشون بده ، موجبات سرگرمی اصغر آقا رو فراهم کردن ! یا با کنترل ال سی دی شونو خاموش می کرد یا .... ولی باحال تر از همه این دستگاه نمایش سایتشون بود. یا بهشت دات اینفو رو تبلیغ می کرد ! یا روم به دیوار سایت های خاک تو سری نشون می داد.

یه صحنه تو نگو سردار اومده بوده , پیج رو دستگاه عکس ( بووووووق ) بوده ! بعد اصغر آقا از روی حس هم نوع دوستی , چون بسیار رابطه ی خوبی با سازمان نظام وظیفه داره ! میره اطلاع میده و ماموران جان بر کف سازمان مثله شیر درنده خودشون میندازن رو ال سی دی دستگاه و داد و بیداد که یکی این دستگاهو خاموش کنه !

آها راستی یادم رفت ، این پوستر آقا رضا رو ملت گیر داده بودن پوستر رضا صادقی چند؟! وقتی رایگان هدیه میکردی با کلی اشتیاق یه جین ور میداشتن!

راستی به نقل از یک منبع آگاه که نخواست اسمش فاش شود ، بی خیال فردا بهتون اس میدم !

ضمنا جاتون تو این جمع خالیه!

اینم گذاشتم نگید چرا خانما فلان . ..

دیر وقته ، شما کار و زندگی ندارید‌؟ فردا غرفه نمی خواید بیاد ؟ بگیرید بخوابید دیگه نصفه شبی !

بهشتی باشید.


 
بریم نمایشگاه - دوشنبه 17 مهر 91
ساعت ۸:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/۱٧  کلمات کلیدی: هیئت الرضا ، بچه های بهشت ، عبدالرضا هلالی ، نمایشگاه رسانه های دیجیتال

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
نمی دانم امروز آمدید غرفه را ببینید یا نه ؟!
عکس ها را کامل کردیم
هدیه ها هم رسید
تابلو امام رضا رو هم زدیم شاید ببینند و یادشان بیاید . . .
البته شرمنده ایم تصویری از شما نداشتیم ، نه ، تصوری هم نداشتیم
اصلا شاید آمدی و نشناختیم
شاید آمدی سوال کردی و سر بالا جواب دادیم!
به خدا اگر می شناختم سلام می کردم
خاک پایت شفای دلم بود و سرمه ی چشمم
آمدم غرفه ، پرهام گفت حاجی از همه عکس گرفتم کلی خوشحال شدم !
از عرب زبانی گفت که گیر داده بود فرم شبکه را پر کند و همش می گفت انا محب الهلالی ! کاش می شد به او فهماند که صبح علی الطلوع گدا بر تو عبور کرد ، نزدیک ظهر بود که عالیجناب شد .


از دختر بچه ای برایم گفت که آمد و عکس آقا با خردسال احمدی روشن عزیز را برداشت کلی حال کرد که از او عکس گرفته شد.
دختر بچه ای که حاضر شد کنار همه چیزش ( بادکنکش ! ) عکس نائب الامام را بگیرد


کاش به اندازه ی دخترک به امام علاقه داشتیم
کاش ما هم اورا در کنار همه چیزمان می پذیرفتیم
چندی نخواهد گذشت که دخترک می فهمد نائب الامام چقدر تنهاست ، هرکس نامش را زیر بیرق بیاورد می شود حاشیه ساز ! ، برایش بخوانی می شوی جویای نام !
همین الان که سرم در لب تاپ بود مشغول بودم یک میانسال آمد و عکس روی میز را برداشت و با حالتی عجیب ! گفت : هلالی ه ؟!!! گفتم بله هیئت الرضا محفل ب... عکس رو کوبید روی میز و فرمود ! : خدا عاقبتون رو ختم به خیر کنه !
چقدر خوب که برای مان دعا کرد ، حیف عجله کرد و رفت والا به می گفتم که رسول الله فرمود :
مَن رُزِقَ تُقىً فَقَد رُزِقَ خَیرَ الدُّنیا وَالخِرَةِ؛ (کنزالعمال، ج13، ص 151، ح36472)
هر کس تقوا روزى اش شود، خیر دنیا و آخرت روزى او شده است.
حال ندارم از جوان 27 ساله ای بنویسم که می پرسید "از کرج بخوام بیام چطو بیام "
امروز دلم گرفته و روضه ورودیه می خواندم یادش بخیر 86 کوفه میا حسین جان کوفه وفا ندارد و اینطور پایان بدم :

ایشالله شهید شید!


 
بریم نمایشگاه - یکشنبه 16 مهر 91
ساعت ۱٢:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٧/۱٧  کلمات کلیدی: هیئت الرضا ، بچه های بهشت ، عبدالرضا هلالی ، نمایشگاه رسانه های دیجیتال

بسم الله الرحمن الرحیم
اینجا هیئت الرضا علیه السلام ، صدای مارا از ششمین نمایشگاه رسانه های دیجیتال می شنوید !
در تلاتم هجوم پیشرفت عجیب و غریب رسانه  , بیرقی به پا کردیم در دیاری غریب!
دیاری که بوی صداقت نمی دهد !
هزینه های نجومی در تلالو تجمل و اسراف خود نمایی میکند.
بوی تند ادکلن ، جعبه های مداد رنگی متحرک ، همه و همه نشان از غربت دارد.
از حاشیه ها بگویم که چقدر دلم تنگ بیرقم شده ، چشمانم درد گرفته و نفس هایم به شماره افتاده!
دل خوشیم شده محرابی که گه گاهی رنگ  نماز جماعت میگیرد ، نوجوانانی که با مدرسه می آیند و به دوستانشان فخر فروشی می کنند که هیئت مان غرفه دارد !


جوانی که از جاده چالوس آمده بود ، خنده از لبانش نمی افتاد ، دعوتمان کرد به روستایشان برویم ، بی خبر بود چترمان خراب است.
از پله ها پایین می آمد نگاهش به کتیبه غرفه افتاد ، شک کرد ، کمی که نزدیک شد ، از همان جا داد زد : پرچمتون بالاس به مولا.


امروز قاسم آقا را کاشتم ، معرفت داشت ! دم از سبز شدن نزد
دیروزم گیر دادم بازم تصویری ها دیر شد ، فهمیدم وسط کار خوابش برده ، چیزی نگفت مشغول کارش شد!
راستی امروز اصغر آقا زنگ زد حرف از چک بود و شرایط فهمیدم محرم نزدیک شده!
یاد آخر هیئت که بلبل خوش الحان نوا میدهد:
رفقا کمک به هیئت فراموش نشه ، مولا علی نگهدارتون باشه ( به توان 1000! )
عزادار جمعه هستم !
از اینجا تا حسینیه نیم ساعتی هست  ،کل یوم عاشورا ، بازم هم دیر میرسم ، جای خوب گیر نمی آید ! وی آی پی دور منبر هم که بازار سیاه ندارد برویم گیر بیاوریم ، بی خیال واکس کفشم ، حداقل از ال سی دی می شود کسب فیض کرد!
اعوذ بالله من نفسی . . .
سنگرم امروز نمایشگاه ست ، استاد می فرمود ببینید وظیفه تان کجاست ؟!
عذر میخوام غلط گیر هست خدمتتون؟
بهشتی باشید.


 
بریم هیئت - جمعه 14 مهر 91
ساعت ٤:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٧/۱٥  کلمات کلیدی: بریم هیئت ، هیئت الرضا ، بچه های بهشت ، عبدالرضا هلالی

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

این پست جوابی کوبنده به  آن دسته از عزیزانی ست که می گویند چرا وبلاگ آپ نمیشه و از این صحبتا ...

اولا داداش گلم وبلاگ بچه های مجیدیه ست دیگه جرات داری چیزی بگی ؟! جون تو من یکی که ...

دوما از کنگره و حجم بالای مراسمات و سی دی های هر هفته و آمادگی محرم و شرکت در نمایشگاه بین المللی رسانه های دیجیتال ( اوهوم ! ) که بگذریم ، خداییش بچه هارو یه لحظه هم بی کار ندیدم که بگیم وقت داشت و آپ نکرد

سوما ایشالا ، اگه قول میدید بچه های خوبی باشید و همدیگرو اذیت نکنید و با هم مهربون باشید نیتم اینه که به امید خدا هفته ای لا اقل یه پستو بزارم.

حالا چی میخوای تو پست بزاری؟!!

اینطور که نمیشه باید داستانو کامل بگم بعد . . .

چند روز پیش قاسم آقا که چشم ول چرخیدن مارو نداشت گیر داد مجیدیه رو یه کاریش کنیم ، منم فکر کردم چه کنیم و .... که یهو فکری که خیلی وقت بود تو ذهنم بود رو ایشون پیشنهاد داد!

چی ؟

دیدم بروبچ علاقه ی خاصی به حاشیه دارن ، عادل فردوسی پور ام که نیست شفاف سازی کنه ( تازه اگرم بود باید اصالتش تایید می شد که یا متولد مجیدیه باشه یا 100 سال سابقه سکونت داشته باشه و وبلاگ مجیدیه هوم پیجش باشه و یا حداقل خونه یکی از کلیه آشنایان ، دوستان ، بستگان دور و نزدیکش اونجا باشه ، بعد ... ! ) ، مجبور میشن به منابع غیر آگاه رجوع کنن و در بعضی مواقع گیر دلال های خبر بی افتن !

یادش بخیر دوره خبرنگاری می رفتم استادمون میگفت خبر بی پدر و مادر یعنی دروغ!

خلاصه اینکه ما آمدیم که گیر دلال ها نیوفتید و شفاف سازی کنیم ، از اولم بگم نویسنده ( اوهوم ! ) به هیج وجه باکسی تعارف نداشته و حقایق را روشن می کند و اگرم سر از اوین درآوردم قول میدم برم سلول آقای ( بووووق ) و با استفاده از اینترنت پر سرعتش حرف هایم را بگویم!

خوب ، مثله همیشه دیر رسیدم هیئت و موتور سپردم به امام رضا و بدو بدو اومدم تو حسینیه ، آخرای منبر بود ، سوال کردم کیه سخنرانی میکنه بچه ها گفتن ترکونده و از این صحبتا منم برا اولین بار تصمیم گرفتم سخنرانی رو دانلود کنم ببینم چی گفته انقد ازش تعریف میکنن!

ماشالا جمعیت پر شده بود و مجبور شدم همین سمت راست کنار در اتاق مداحا بشینم و از ال سی دی کسب فیض کنم !

یه نکته خیلی واسم جالب بود چراغا که خاموش بود دوربین بالایی که از جمعیت فیلم می گرفت 3 ، 4 نفر گوشیاشون روشن بود خیلی تابلو بود حال بگیم طرف اس بازیش نگرفته بوده و بلوتوث بازی نمیکرده و گوشی هک نمیکرده و .... خیلی ذهنم رو مشغول کرد که خداییش چی میشه یه هفته واسه هیئت له له می زنیم بعد میایم هیئت آخرشم نمیفهیم چی به چی ، بچه ها به خدا تو هیئت مثه ماهی توی آب یم انصافا من تصمیمو گرفتم ، قبلش خونه میزنگم میگم هیئتم ، گوشی خاموش تا بعد هیئت .

راستی یادم رفت انقدر صدای تو لابی حسینیه کم بود که اصلا نفهمیدم آقا رضا چی گفت و خدارو شکر موقع زیارت عاشورا صدا خوب شد میگن سالی که نکوست از بهارش پیداست ‍، اول مجلسی چشتون روز بد نبینه روضه گودال و به خدا میدیدم کسایی و که حسرت نزدیک بودن ستون و داشتن ، آقا روح الله هم که یه تیکه عاشورا خوند و روضه ی ( .... ) و ما مانیدنیم  زیارت ناتمامی که مشق شب خونمونه.

امشب یه مهمون جدیدم داشتیم دمه در بودیم که با آقا روح الله اومد و گفت آقای صمیمی هستن.

زمینه رو ایشون شروع کرد آقا روح الله هم ذکر چاشنی کرد و مهمان نوازی آقا رضا تا آخرای واحد ادامه داشت !

هرچی آقا رضا با ایما و اشاره به بچه ها میگفت تعظیم کنن و سینه بزنن متوجه نمیشدن میکرفون ورداشت که بگه ولی خبر نداشت شبا که ما بیداریم مسئول صوت خوابه ! بعدش آقا روح الله یه سری به جنوب ایران زد و یه تک پا تا کشورای عرب زبان و الغرض بنبی عربی و رسول مدنی و اخیه اسدالله مسمی به علی و ....

حسرت به گوشمان ماند که نشنیدیم ذکر آقا رضا رو ولی انصافا این شعر آخری رو که خوندا یه حال اساسی به هیئت داد.

هیئت تموم شد و هنوز به فکر این داستان گوشیا بودم

به نظر شما چرا حتی وسط روضه بی خیال گوشی نمی شیم ؟!

( بهترین جواب یه مسافر کربلا پیش من داره)

بهشتی باشید.


 
حضور در نمایشگاه رسانه های دیجیتال
ساعت ٦:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/۱٤  کلمات کلیدی:

به اطلاع کلیه همراهان و دوستان عزیز می رساند مجموعه بچه های بهشت در قالب سایت بهشت،سایت هادیون و ویلاگ های قبله هفتم و بچه های بهشت در ششمین جشنواره و نمایشگاه رسانه های دیجیتال حضور دارند.

این نمایشگاه از پنجشنبه 13 مهردر محل مصلای بزرگ امام خمینی(ره) آغاز گردیده و تا 22 مهرماه ادامه دارد.غرفه بهشت هم در سالن اصلی شبستان مصلی -راهرو8-بخش رسانه های برخط هست که می توانید در طی مدت نمایشگاه از ساعت 10 صبح تا 21 از مجموعه فعالیت های حوزه رسانه و دیجیتال هیئت الرضا(ع) بازدید نمایید.

لازم بذکر است که هدایایی برسم یادبود به بازدیدکنندگان اهدا و یک روز هم میزبان حاج عبدالرضا هلالی خواهیم بود.

در طی روزهای برگزاری نمایشگاه سعی می کنیم گزارش تصویری هم اینجا ارائه کنیم.ضمنا روز حضور حاج آقا زود تر از همین وبلاگ به اطلاع دوستان و علاقمندان خواهد رسید...تا بعد...یا حیدر....

نقشه راهنمای نمایشگاه